تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - مطالب شهریور 1392
سه شنبه 19 شهریور 1392  11:53 ق.ظ
توسط: mah

 

 رئیس جمهور ضمن تشریح دیپلماسی فعال دولت تدبیر و امید برای جلوگیری از جنگ در سوریه گفت: شاید اولین مذاکرات ایران در نیویورک باشد.
roohan.jpg - 11.69 Kbسیرنیوز، حسن روحانی در بیست و دومین گردهمایی ائمه جماعت سراسر کشور که صبح امروز در مجتمع آدینه تهران برگزار شد  با اشاره به سیاست خارجی دولت تدبیر و امید گفت: بنا به مصلحتی که دولت در نظر داشته پرونده هسته ای را به وزارت امور خارجه محول کرده و این دولت و از حقوق مسلم مردم ذره ای کوتاه نمی آید و همه تلاش خود را به کار خواهد گرفت که با منطق و استدلال و حکمت توام با عزت بتواند مساله را پیش ببرد.

وی با اشاره به سفرش به نیویورک برای حضور در اجلاس سازمان ملل افزود: شاید اولین مذاکرات هسته ای در خود نیویورک صورت بگیرد و بعد هم در جایی که باید مذاکره با 1+5 صورت گیرد و ادامه یابد.

زبان 1+5 زبان تکریم نباشد نتیجه نمی گیرند

رئیس جمهور با تاکید بر اینکه باید از مشکلات عبور کنیم گفت: ما همه می دانیم که مشکلات یک روزه تمام نمی شود باید صبر و تحمل داشته باشیم و باید دشمن بفهمد زبان دولت زبان تدبیر است و زبان مردم زبان ادب توام با زبان مقاومت و استواری است و باید بداند که اگر زبان آنها هم توام با زبان تکریم نباشد کاری پیش نمی رود.

روحانی تاکید کرد: غرب باید بداند با تهدید و فشار نسبت به ملت ایران موفقیتی به دست نخواهد آورد اما اگر زبانش زبان منطق و استدلال و احترام و منافع مشترک باشد و از موضع برابر باشد دولت کاملاً آماده است با زبان حکمت و تدبیر با آنان مذاکره کند و انشاءالله از تمام توانمان در این زمینه استفاده می کنیم و پیروز نهایی انشاء الله مردم بزرگ ایران خواهند بود.

همچنین رئیس جمهور با اشاره به حوادث منطقه گفت: سوریه به دلیل اینکه در خط مقاومت قرار داشته و قرار دارد برای ما اهمیت ویژه دارد.

وی با تاکید بر این که دولت همه توان خود را در دو هفته اخیر برای جلوگیری از جنگ بر علیه سوریه به کار گرفته است گفت:  ما تمام تلاش خود را کردیم که جنگی اتفاق نیفتد و اگر هم خدایی ناکرده جنگی صورت بگیرد با کمترین هزینه باشد و دشمن از اقدام خود سریع پشیمان شود.

رئیس جمهور با اشاره به تلاش های دولت برای جلوگیری از جنگ در منطقه گفت: در این مدت با برخی از سران کشورها خودم صحبت کردم  و برای برخی از مراکز قدرت پیام فرستادیم، با بسیاری از کشورها، وزارت خارجه و وزیر امور خارجه فعال بوده است.

دستور ارسال کمک غذایی به سوریه

روحانی افزود: برای کمک های نوع دوستانه به مردم سوریه به خصوص در زمینه مواد غذایی و آرد در سوریه علیرغم اینکه مشکل داشتیم دیروز به بخش های مختلف دستورهای لازم را دادم چون ما نمی  توانیم ببینیم کشور اسلامی دچار بحران و برای تهیه نانش دچار مشکل است و دست روی دست بگذاریم. انسان های مظلوم و مسلمان گرفتار هستند که باید به کمک آنها بشتابیم.

وی با تاکید بر اینکه همه تلاش ما در این است که جنگی در منطقه اتفاق نیفتد گفت: با شیوه هایی که کشورهای مختلف دنبال می کنند این امید در روزهای اخیر کمی تقویت شده است.

رئیس جمهور تصریح کرد: اگر جنگی اتفاق بیفتد هزینه بسیار بالایی برای جنگ طلبان دارد که باید بپردازند و بی تردید افکار عمومی جهان با این جنگ مخالف است و شما دیدید که نزدیک ترین متحد آمریکا یعنی انگلیس نتوانست از پارلمانش برای جنگ به سوریه رای بگیرد و این مخالفت به دلیل دلسوزی برای دولت و مردم سوریه نیست بلکه بیشترین ضرر را جنگ طلبان  و دوستان آنها در منطقه متحمل خواهند شد.



یک «راستگو» دروغ اصلاح‌طلبان را برملا کرد

رسانه‌های اصلاح‌طلب اغلب رادیکال عمل می‌کنند و توقعی از آنان نیست که یک نظر مخالف را در میان خود بپذیرند.

خبرگزاری فارس: یک «راستگو» دروغ اصلاح‌طلبان را برملا کرد

فارس،  از همان ظهر یک‌شنبه که خبرها حکایت از رأی دادن الهه راستگو به محمدباقر قالیباف می‌کرد، قابل پیش‌بینی بود که هجمه‌های اصلاح‌طلبان علیه این عضو هم جناحی‌شان در شورای شهر پایتخت آغاز شود و حتی او را یک خائن به اصلاح‌طلبی بدانند؛ کسی که از نگاه اصلاح‌طلبان، پیمان‌شکنی کرده و موجب شد محسن هاشمی، کاندیدای اصلاح‌طلبان رأی نیاورده و اصلاح‌طلبان شهرداری تهران را به رقیب واگذار کنند. آن هم در حالی که همه هفته‌های گذشته را اصلاح‌طلبان به تلاشی بی‌وقفه برای فتح آنچه سنگر شهرداری پایتخت می‌دانستند، گذراندند و حالا به خاطر این پیمان‌شکنی (!) راستگو همه رشته‌هایشان را پنبه کرد!

برخوردها با راستگو اما از حد هجمه‌های رسانه‌ای بالاتر رفته و خبرها حکایت از هماهنگی‌های تلفنی برای اخراج وی از حزب اسلامی کار دارد. امری که به وضوح تمام، مخالف مشی ادعایی اصلاح‌طلبان است که همواره مدعی آزادی بیان و ژست‌های زنده باد مخالف من و تحمل مخالف و... هستند.

علی حسینی، سخنگوی حزب اسلامی کار در گفت‌وگو با مهر گفت: من از این موضوع بی‌اطلاع هستم، طبیعتاً در جلسه امروز (دوشنبه) شورا درباره مسائل سیاسی روز بحث می‌شود اما نمی‌دانم چه موضعی در خصوص خانم راستگو در جلسه اتخاذ می‌شود.

یک عضو دفتر حزب اسلامی کار هم در خصوص این خبر گفت: اعضای حزب اسلامی کار در جلسه شورای مرکزی عصر امروز (دوشنبه) در خصوص وضعیت حضور الهه راستگو به بحث می‌نشینند و کمیته انضباطی حزب در این باره تصمیم می‌گیرد. یک عضو دیگر شورای مرکزی حزب اسلامی کار نیز که خواست نامش فاش نشود در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه کار الهه راستگو خلاف اصول و پیمان حزب است، گفت: حتماً باید نسبت به ادامه حضور الهه راستگو در حزب تصمیم‌گیری شود.

مهدی جعفری عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار با بیان اینکه خانم راستگو نیز خود علاقه‌ای به حضور در حزب ندارد، خاطرنشان کرد: ما معتقدیم حرکت خانم راستگو در جریان انتخاب شهردار تهران حرکتی خودسرانه بوده و تلاش‌های فراوان حزب اسلامی کار در حمایت از محسن هاشمی را به هدر داده است.

 مسجد جامعی: راستگو «خائن» است!

رسانه‌های اصلاح‌طلب اغلب رادیکال عمل می‌کنند و توقعی از آنان نیست که یک نظر مخالف را در میان خود بپذیرند؛ اما گویا از دست دادن شهرداری پایتخت برای اصلاح‌طلبان سنگین‌تر از آن بوده که حتی لیدرهایشان بتوانند همچنان پشت نقاب آرامش کذایی خویش پنهان شوند. از همین رو احمد مسجدجامعی نیز که همواره سعی می‌کند چهره‌ای فرهنگی و معتدل از خویش به نمایش بگذارد، عنان از کف داده و رسماً الهه راستگو را خائن می‌نامد! این مطلب را خود الهه راستگو به فارس می‌گوید. او در این گفت و گوی کوتاه اظهار می‌دارد که در مورد اخراجم از حزب اسلامی کار به بنده اطلاعی نداده‌اند. وی تأکید می‌کند: بنده وامدار مردم هستم بنابراین وامدار هیچ حزب و گروهی نخواهم بود؛ من از روز اول در برابر خداوند متعال قسم خورده‌ام و به آن عمل خواهم کرد.

عضو شورای شهر تهران در مورد رأی خود به محمدباقر قالیباف برای شهرداری تهران تصریح کرد: دو گزینه بیشتر نداشتیم. اگر گزینه‌های دیگری بود شاید می‌توانستیم وقت بیشتری بگذاریم اما به هر حال به نظر بنده تنها شخصی که می‌توانست به شهر تهران کمک کند آقای قالیباف بود.

وی در پاسخ به این پرسش که آقای مسجد‌جامعی چه واکنشی نسبت به رأی شما داشته، اظهار کرد: آقای مسجدجامعی گفته‌اند که من خائن هستم بنابراین باید مشخص شود که بنده به چه چیزی خیانت کرده‌ا‌م به رأی مردم یا چیز دیگری.

تهدید تلفنی راستگو!

راستگو گفت: پس اعلام نتیجه انتخاب شهردار تهران افرادی که اصلاً سیاسی نیستند و با هدف کاسبکارانه در لیست ما قرار گرفته بودند، طی تماس‌هایی نه تنها به بنده توهین کردند بلکه من را نیز تهدید کردند.

یکی از روزنامه نگاران مؤسسه همشهری نیز در صفحه گوگل پلاس خود خبر از تهدید الهه راستگو و دخترش داد. خبری که در مصاحبه راستگو با فارس نیز مورد تأیید قرار گرفت. این روزنامه‌نگار می‌نویسد: « روز یک‌شنبه بعد از آشکار شدن آرا، الهه راستگو چندین بار تلفنی تهدید به ضرب و شتم شد. چنانکه تا ساعت ١٦ مجبور شد در ساختمان شورای شهر بماند و شورای شهر هم برای او محافظ گذاشت. بنا بر اطلاعات به دست آمده کماکان نیز این تهدید‌ها ادامه دارد و به ویژه دختر او را نیز تهدید به حمله فیزیکی کردند.»

تفتیش عقاید توسط اصلاح‌طلبان!

بسیاری از فعالان سیاسی در مخالفت با مشی‌ای که اصلاح‌طلبان در برابر رأی مخالف راستگو در پیش گرفته‌اند، مواضعی اتخاذ کرده‌اند. از جمله حجت الاسلام جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به فشار روزنامه‌های اصلاح‌طلب برای اخراج الهه راستگو از حزب متبوعش به دلیل رأی به قالیباف اظهار داشت: اصلاح‌طلبان افرادی بی‌انصاف هستند که حتی اعضای خود را نیز توبیخ می‌کنند. اقداماتی همچون فشار برای اخراج راستگو دیکتاتوری اصلاح‌طلبی است.

عضو جامعه روحانیت مبارز اقدامات اخیر اصلاح‌طلبان را تفتیش عقاید و فشار روزنامه‌های اصلاح‌طلب برای اخراج راستگو را افراطی‌گری عنوان و تصریح کرد: آنها در شورای شهر به آقای جدیدی پست می‌دهند و انتظار دارند که به قالیباف رأی ندهد که این خلاف شعار اعتدال است.

خیز اصلاح‌طلبان برای انحصارطلبی

فاطمه آلیا، نماینده مردم تهران نیز در مجلس در مورد هجمه اصلاح‌طلبان به راستگو به خاطر رأی دادن به قالیباف گفت: انتخابات شهرداری تهران نشان داد عناصری از اصلاح‌طلبان که مسئولیتی پیدا کرده‌اند برای انحصارگرایی خیز برداشته‌اند و بی‌رحمانه در مقابل رقبایشان موضع‌گیری و جبهه‌گیری می‌کنند. این خیز برداشتن برای انحصارگرایی در واقع از مصادیق افراط‌گری به شمار می‌رود.  آلیا با تأکید بر اینکه نظام ما سابقه این افراطی‌گری‌ها را در گذشته مشاهده کرده و در جریان انتخاب شهردار تهران هم مصداق آن را دیدیم، گفت: دیدم که اصلاح‌طلبان در تلاش هستند تا رأی خود را به عضوی که آزادانه می‌خواست تصمیم بگیرد، تحمیل کنند که این بیانگر مخالفت اصلاح‌طلبان با آزادی و رأی آزاد است و آنها همیشه به دنبال تحمیل نظر و خواسته‌های خود به دیگران هستند.

مسیر اصلاح‌طلبان غالباً با افراط و تفریط همراه بوده است

حجت الاسلام مجتبی ذوالنور، کارشناس مسائل سیاسی نیز در گفت‌وگو با فارس درباره فشار اصلاح‌طلبان به حزب کار جهت اخراج الهه راستگو صرفاً به دلیل رأی به قالیباف اظهار داشت: مسیر اصلاح‌طلبان غالباً با افراط و تفریط همراه بوده است. نماینده مردم در شورای شهر این حق را دارد که به هرکس که خواست رأی بدهد و رأیش نیز محترم است، اما متأسفانه برخی از اعضای شورای شهر وی را تحت فشار قرار داده‌اند که این نوعی دیکتاتوری، افراطی‌گری و تمامیت‌خواهی است.

ذوالنور تلاش برخی اصلاح‌طلبان برای تشکیل فراکسیون اصلاح‌طلبی در شورای شهر تهران را سیاسی‌کاری توصیف کرد و اظهار داشت: اصلاح‌طلبان به برخی اعضای شورای شهر وعده‌هایی را داده‌اند در حالی که مردم توقع دارند شورا به اهداف ذاتی خود بپردازد؛ امروز بخش عمده‌ای از فعالیت شورای شهر منحصر به انتخاب شهردار شده است.

این کارشناس مسائل سیاسی شورای شهر را محل خدمت‌رسانی در زمینه‌های عمرانی و شهری عنوان کرد و با اشاره به خائن‌ توصیف کردن راستگو توسط مسجد‌جامعی تصریح کرد: این اظهارات به دور از عقلانیت و انصاف بوده و حق نماینده مردم را تضییع کرده و دیکتاتوری این حضرات به ذائقه مردم خوش نمی‌آید.

در پایان این گزارش شاید خالی از لطف نباشد که بدانیم در مرامنامه حزب اسلامی کار هدف «برقراری عدالت اجتماعی» و «توسعه مشارکت سیاسی و اجتماعی» عنوان و بر نفی هرگونه استثماری تأکید شده است. همچنین در این مرامنامه از توسعه و تحکیم آزادی‌های سیاسی و دفاع از آزادی قلم و بیان و... یاد شده است.

شاید دیگر فرقی هم نکند که راستگو از حزب متبوعش اخراج بشود یا نه؛ نهایتاً هرچه پیش آید، این ماجرا با همه تلخی‌هایش فرصت مناسبی فراهم آورد تا مشی دیکتاتورمأبانه اصلاح‌طلبان که در میان نقابی از ژست‌های «زنده باد مخالف من» و «تحمل مخالف» و «آزادی بیان» و... پنهان شده است، یک بار دیگر عیان شود...


+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 11:28  توسط narsis |  نظر بدهید

اوباما: فکر کنم باید به حرف مردم آمریکا و کنگره گوش کنم

 
رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی آمریکایی اعلام کرده است که هنوز تصمیمی برای حمله به سوریه نگرفته است و فکر میکند که باید به حرف مردم گوش دهد.

13920416121054584801933.jpg - 19.62 Kb فارس، «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه در مصاحبه با شبکه «ان بی سی نیوز»، یکی از ۶ شبکه تلویزیونی که در کاخ سفید صورت گرفت ضمن ابراز تردید درباره اقدام نظامی بدون مجوز کنگره به سوریه گفت که هنوز نمی‌داند که در شرایطی که مجلس نمایندگان آمریکا یا سنا پیش نویس حمله به سوریه را رد کنند، دستور حمله صادر می‌کند یا خیر.
وی تصریح کرد: منصفانه است که بگویم تصمیمی در این باره نگرفته‌ام.
اوباما با اشاره به نظرسنجی‌هایی که اخیراً صورت گرفته اعتراف کرد که از مخالفت‌های عمومی با اقدام نظامی در سوریه آگاه است و هنوز مطمئن نیست که در حال حاضر بتواند حمایت کنگره را جلب کند و اینکه آرای نهایی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا احتمالا به تعویق می‌افتد.
وی ادامه داد: قرار است این هفته را به گفت‌وگو با اعضای کنگره بگذارنیم، به سوالات آنها پاسخ دهیم و من نیز قرار است فردا شب مستقیماً با مردم آمریکا صحبت کنم.
اوباما تأکید کرد: من تصمیم خود را درباره چیزی که فکر می‌کنم به بهترین نحو در راستای منافع ملی آمریکا است گرفته‌ام اما این یک موردی است که فکر می‌کنم برای من اهمیت دارد تا به آنچه که کنگره و مردم آمریکا می‌گویند، توجه کنم.


خروج اصلاح طلبان از صحن هنگام نطق راستگو

 
 
به هنگام نطق راستگو، برخی اصلاح طلبان صحن شورا را ترک کرده و دانشور گفت که راستگو قسم خورده بود به هاشمی رای می‌دهد و این کار را انجام نداد.

n00016988-b.jpg - 11.67 Kbفارس، الهه راستگو در نطق پیش از دستور خود توضیحاتی در مورد عملکردش در جلسه انتخاب شهردار ارائه کرد و صراحتا گفت که به قالیباف رای داده است.

در هنگام صحبت های راستگو دانشور و مختاباد از جلسه خارج شدند و تعدادی از خبرنگاران اصلاح طلب نیز به دنبال دانشور رفتند.

دانشور در جمع خبرنگاران گفت که راستگو در جمع فراکیسیون اصلاح طلبان به قران قسم خورده بود که به هاشمی رای می دهد.

وی ادامه داد: این کار راستگو بی اخلاقی بود که به قالیباف رای داد.

وی اضافه کرد: درباره فعالیت اقتصادی برادران راستگو در شهرداری تحقیق می کنیم.



از شفا دادن دروغین تا پخش جاذبه‌های رژیم صهیونیستی!

مراسم‌ شفای دروغین و بیهوش‌سازی از طریق القا با دست، تکلم به زبان روح‌القدس و ... بخشی از فعالیت‌های شبکه‌های ماهواره‌ای برای القای معنویت کاذب و پوشالی مسیحیت تبشیری به مخاطبان است.

خبرگزاری فارس: از شفا دادن دروغین تا پخش جاذبه‌های رژیم صهیونیستی!

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت دیده‌بان نوشت: شبکه‌ها مسیحیت تبشیری تاکید بسیاری بر روابط خانوادگی و روانشناسی دارند و برنامه‌های خود را راه ورود آموزه‌های مسیحی به محفل خانواده می‌دانند. غلبه بر ناملایمات و معضلات زندگی، بیماری‌ها، اعتیاد، اختلاف با فرزندان، روابط زناشویی و ...  از جمله عناوین مورد بحث در این برنامه‌هاست.

 

* کلیساهای تلویزیونی

از جمله روش‌های جریان تبشیر در فریب و اغوای مخاطب، ارائه تفاسیر صهیونیستی از عهدین از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای و به اصطلاح کلیساهای تلویزیونی می‌باشد. این شبکه‌ها خود را کلیسا می‌نامند تا دعا و مراسم مذهبی برگزار کرده و احساس حضور در محیط مذهبی مسیحی را القاء کنند. سازمان‌های تبشیری به جهت مقابله با گسترش اسلام در غرب، رو به جمع‌آوری اعانه بویژه از مسیحیان صهیونیست در کشورهای غربی آورده‌اند اقدامی که با حمایت و کمک سازمان‌های صهیونیستی جهانی نیز همراه است. سعی عمده این سازمان‌ها در ئوران معاصر گسترش در مناطق حاشیه‌ای دنیای اسلام بوده است که به تدریج قلب کشورهای اسلامی را نیز هدف قرار داده‌اند. یکی از مهم‌ترین ابزار‌های آنان تاسیس شبکه‌های ماهواره‌ای تبشیری است که با تنوع گسترده و به زبان‌های مختلف دایر شده و برنامه پخش می‌کنند.  شبکه‌های تاسیس شده تبشیری-صهیونی فارسی زبان شبکه‌های نجات تی‌وی، شبکه 7 و شبکه محبت هستند که به صورت تمام وقت و بر روی کانال مستقل برنامه پخش می‌کنند. گروه‌های کوچک دیگری هم هستند که تحت نظر برخی سازمان‌های تبشیری ایالات متحده کار می‌کنند و برنامه‌های خود را با اجازه چند ساعت در هفته ساعت‌ بر روی شبکه‌های ماهواه‌ای بروی آنتن می‌فرستند.

شبکه‌های تلویزیونی تبشیری فارسی‌زبان سعی دارند تا عقب‌افتادگی برخی جوامع اسلامی در علوم و دانش را به دین اسلام مرتبط دانسته و تلاش می‌کنند این تصویر را القاء کنند که پیشرفت غرب ناشی از مسیحی بودن این جوامع بوده است در حالی‌که رنسانس بر جدایی جوامع غربی از مسیحیت و آشنایی با پیشرفت، تمدن و مدنیت مسلمین شکل گرفت. زیرا کلیسای مسیحی به شکلی علنی با گسترش علم و دانش مخالف می‌کرد. عوامل این شبکه‌ها سعی دارند تا اینکه پیشرفت غرب ناشی از استیلای نظامی و ثروت حاصل از غارتگری در مناطق مختلف جهان بوده است را نادیده انگارند. این شبکه‌ها همچنین بر جو مسموم رسانه‌‌ای غرب سوار شده و با همان رویکرد سعی در ارائه چهره‌ای خشن از اسلام و بخصوص گسترش اسلام در نقاط مختلف دنیا دارد و با دروغی تاریخی گسترش مسیحیت را ناشی از صلح می‌داند.

 

* ارتباط با ماوراء

پخش تصاویری واهی از رها کردن جن‌زدگان که با فریادهای عجیبی همراه است در این شبکه‌ها بسیار دیده می‌شود. مراسم‌های شفای دورغین و  بیهوش‌سازی از طریق القاء با دست، تکلم به زبان روح‌القدس و ... بخشی از فعالیت‌های چنین شبکه‌هایی برای القاء معنویتی کاذب و پوشالی به مخاطب است. معنویتی که از یک طرف بر جن‌گیری و ادعای رها‌ سازی مردم از جنیان استوار است از طرف دیگر ادعای تکلم خداوند با میسیونرهای تبشیری را مطرح می‌کند. اعمالی این چنینی که توسط افراد شیادی مانند بنی‌هین و دیگران صورت می‌گیرد از شبکه‌های ماهواره‌ای به صورت دوبله شده پخش می‌شود. شبکه‌های تبشیری فارسی زبان خود اذعان می‌کنند که وابسطه به جریان‌های فرقه‌ای مسیحیت و غیر وابسطه به کلیساها می‌باشند. آنها در واقع از جمله گروه‌های وابسته به جریان‌های کاریزماتیک و صهیونیستی می‌باشند. که در دوره‌های تبشیری این فعالیت‌ها را برای اغوای مخاطبان بخصوص در نقاط دور افتاده و کم سواد آموزش می‌بینند تا به نوعی خود را برگزیده معرفی و دارای ارتباط تنگاتنگ با عالم ماوراء یا اقنوم سوم تثلیث مسیحی یعنی روح القدس معرفی کنند.

 

* عوامل شبکه‌ها

تجربه تبشیر در مناطق اسلامی به سازمان‌های میسیونری آموخته است که آموزش دیدگان بومی موثرترین افراد برای نفوذ در میان چنین جوامعی هستند. یکی از مدیران شبکه‌های تبشیری خود اذعان می‌کند: «ما فقط از مسیحیان بومی استفاده میکنیم. زیرا آنها احساسات، علایق، مشکلات، زبان و فرهنگ مردم منطقه را می‌شناسند آنها می‌دانند چگونه خود را به مردم نزدیک کنند و همزاد پنداری را بوجود آورند. آنها همان مسائلی که عراقی‌ها، فلسطینی‌ها، لبنانی‌ها، الجزیره‌ای‌ها و ایرانی‌ها تجربه کرده‌اند را درک کرده‌اند.»

 

* سادگی در ارائه پیام

استفاده از اشعار شاعران فارسی زبان و بیان ساده فارسی در برنامه های آنها رایج بوده و معمولاً از هرگونه بحث عمیق فلسفی در این مورد پرهیز می‌شود. استفاده از اصطلاحات الهیات مسیحی با ملاحظه و توضیح بیان می شود و این شبکه‌ها به وضوح نشان می دهند که مخاطب مسیحی هدف غایی آنها نیست و مسلمانان مرکز توجه این شبکه‌ها هستند.

 

* استفاده بجا از موسیقی

موسیقی در فرایند تبشیر به عنوان ابزاری جادویی به حساب می‌آید و خود جزئی از مراسم عبادی کیسا است. در جنبش‌های جدید تبشیری-مسیحی از جمله اونجلیسم و بخصوص در میان مسیحیت صهیونیستی، خود موسیقی در مراسم عبادی اصالت دارد و حتی حرکتی الهی تلقی می‌شود. موسیقی به شکل زمینه، به همراه موعظه در برنامه‌های آموزشی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. موسیقی فرد را وارد حالت پذیرندگی کرده و مضامین را با تحریک احساسات به فرد می‌قبولاند. از دیگر موارد استفاده از موسیقی و ریتم‌ در مراسم سرود‌خوانی است. سرود‌خوانی به زبان محلی از مهمترین ابزارهای جلب قلوب محسوب می‌شود که جریان تبشیر به وفور از این حربه استفاده کرده و بین برنامه‌ها چنین سرودخوانی‌هایی را پخش می‌کند. موسیقی در میان برنامه‌ها با همخوانی گروهی همراه است تا بیانگر همراهی و همدلی باشد.

در میان برنامهها بخصوص در زمان پخش کلیپ‌هایی که مباحثی مربوط به انجیل را ارائه می‌کند از تصاویر طبیعت نیز بهره برده می‌شود.

 

* معضلات خانواد‌گی

این شبکه‌ها تاکید بسیاری بر روابط خانوادگی و روانشناسی دارند و این برنامه‌ها را راه ورود آموزه‌های مسیحی به محفل خانواده می‌دانند. غلبه بر ناملایمات و معضلات زندگی، بیماری‌ها، اعتیاد، اختلاف با فرزندان، روابط زناشویی و ...  از جمله عناوین مورد بحث در این برنامه‌هاست. هدف این شبکه‌ها این است که بعد از همراه کردن مخاطب به وسیله پند‌ها و اندرزهای اجتماعی، با القاء شبهات فرد را به تدریج از باورهایش جدا کنند مقایسه مغرضانه و بدور از واقعیت اسلام و ارائه تفاسیر جعلی به جهت مقابله با اسلام در دستور کار همیشگی شبکه‌های ماهواره‌ای است. چه به صورت اشارات ظریف در خلال برنامه‌ها صورت گیرد و چه به شکل مباحثه مبسوط چند نفره در برنامه‌های ویژه دنبال ‌شود. چنین رویکردی حتی در برنامه‌های آموزشی خانواده نیز کم و بیش دنبال می‌شود.

 

* تمرکز بر جوانان،کودکان و زنان

مخاطب بیشتر این برنامه‌ها جوانان و زنان هستند این شبکه‌ها برنامه‌های ویژه‌ای علاوه بر برنامه‌های عمومی برای آنان پخش می‌کنند و به مشکلاتی از قبیل افسردگی، روابط زناشویی و دوست‌یابی و .. می‌پردازند. برنامه‌های ویژه نیز برای زنان اختصاص دارد تا وظایف زنان را در پیشبرد تبشیر تبین کرده و نقش و معضلات آنها را در خانواده بررسی کند. آنها هیچ‌گاه حتی از کنایه و ایراد مستقیم به اسلام دست بر نداشته و مدام زندگی مسیحیت را باعث دوام خانواده و مشکلات روحی و روانی و اسلام را باعث پیچیدگی و ایجاد کننده اختلافات خانوادگی معرفی می‌کنند.

پخش کارتون‌های مسیحی و برنامه‌های عروسکی برای کودکان و عدم آگاهی خانواده‌ها گاهی باعث می‌شود که برای پر کردن ساعات کودکانشان از برنامه‌های چنین شبکه‌هایی استفاده کنند که تبعات ناخوش آیند ببار آورد.

 

* جاذبه‌های گردشگری

پخش جاذبه‌های دیدنی رژیم صهیونیستی و ایالات‌متحده و تصاویری چشم نواز از طبیعت این مناطق و مراکزی مانند هالیوود در کنار تبشیر مسیحیت حتی توسط شبکه‌هایی که سعی می‌کنند خود را غیر سیاسی جلوه دهند صورت می‌گیرد و خود نشانی بر ریشه‌های صهیونیستی این شبکه‌هاست. دستی دیگر از برنامه‌های تهیه شده در شبکه‌های تبشیری پخش مستندهایی روایی به همراه راوی از فرق و عرفان‌های مختلف می‌باشد بدین شکل ضمن جذاب کردن برنامه با نمایش تصاویری از مراسم آئینی فرق مختلف، قرائت خود را نیز ارائه می‌دهند. علاوه بر نگاه خود به طور غیر مستقیم به مخاطب القاء می‌کنند که افکار بسته‌ای نداشته و سعی دارند همه فرقه‌ها بررسی کنند.

 

* استناد به انجیل

در این شبکه‌ها به طور مداوم بخش‌هایی از انجیل خوانده می‌شود و همه موضوعات با ارجاع و یا تفاسیری از عهدین ارائه می‌شوند. میسیونرها سعی می‌کنند جمله به جمله نصایح اجتماعی اخلاقی را با بیانی از انجیل همراه کنند و برای عمل همراه‌سازی انجیل با مضامین بسیار ارزش قائلند زیرا در طی تاریخ تبشیر مسیحی و بخصوص نهضت اونجلیکال در عصر اخیر از این موضوع استفاده‌های فراوان برده‌اند. 

 

* امید دهندگی و نجات؛ تکرار و تلقین

ارائه تصویری نجاتبخش و امید‌دهنده از مسیحیت رویکردی است که بخصوص در سده اخیر توسط جریان اصلی تبشیر به شدت دنبال شده است. فریب مخاطب با ادعای اینکه مسیحیت تنها دین آرامش، رهایی، امید و مهربانی است. بدان خاطر است که امید و آرامش، گوهر مفقوده همه مردم دنیا است. انسان سرخورده قرن 21 نیازمند امید است. نیازمند تقویت اعتماد به نفس است. نیازمند اینست که نیرویی ماورائی او را حمایت کند و وی را دوست داشته باشد داشتن تصویر زیبا از خود، دنیا و آینده چیزی است که جریان تبشیر با تکیه بر آموزه‌های فراروانشناسی سعی در القاء آن به مخاطب دارد. مثال چنین رویکردی، چیزی است که در مستند راز و و کتب موفقیت جدید ارائه می‌شود. روش ارائه‌ اینگونه مفاهیم شبیه چیزی است که در شرکت گلد‌کوئست مورد استفاده قرار گرفت و توانست افراد بسیاری را در رویاهایی دروغین بفریبد و آسیبی جدی به جامعه وارد سازد. تلقین بوسیله تکرار و ذهنی سازی واژه ها از جمله کد واژه‌های اصلی تبشیر مسیحی است که در شبکه‌های ماهواره ای نیز دنبال می‌شود. واژه‌هایی مانند آرامش، نجات، امید و محبت با تکرار و تاکید بسیار بیان میشوند تا در ذهن مخاطب القاء شده و تصویر‌سازی صورت گیرد.

 

* صحنه آرائی و ظاهر مجریان

طرح دکور، گریم و پوشش مجریان به نوعی انتخاب می‌شوند که جلوه‌ای زیبا و شیک داشته باشد و در القاء مطالب به مخاطبین کمک کند. شبکه‌های تبشیری دنیا بدین منظور از زنانی با ظاهری آراسته و حتی مانکنی استفاده می‌کنند.

 

* شهادت و نمایش نمونه‌های عینی

یکی از نکاتی که میسیونرهای تبشیری در دوره‌های آموزش هدفمند تبشیر بر آن تاکید دارند دعوت و تشویق افراد به شهادت دادن است. بدین شکل که از آنها می‌خواهند اگر به طور اتفاقی هم که شده رویداد خاصی در زندگی‌اشان رخ می‌دهد آن را به آشنایی با جریان تبشیر منسوب کرده و به اصطلاح میسیونرها بدان «شهادت» دهند. به همین خاطر دعوت به شهادت برای شبکه‌های ماهواره‌ای نیز بسیار حائظ اهمیت است. این شبکه‌ها بخشی از زمان خود را به پخش اینگونه برنامه‌ها اختصاص می‌دهند تا به قول خود با نمایش نمونه‌های عینی برنامه‌ریزی شده، یعنی افرادی که بعد از تماس با سازمان‌‌های تبشیری و گرایش به مسیحیت تغییرات و معجزاتی برایشان رخ داده است باعث ترغیب دیگران به مسیحیت شوند هدف اصلی چنین رویکردی تثبیت آموزه‌های تبشیری پخش شده است. این فرمول بسیار کارایی است. آنها بعد از وعده‌های آرامش، رهایی و نجات با استناد به کتاب مقدس به شکل تئوری حالا سعی می‌کنند نمونه‌های عینی برای مخاطب خود پیدا کرده تا شهادت دهند و یا خاطرات خود را تعریف کنند.




چون می دونستم اساتید سرکلاس های عملی اجازه ی پوشیدن چادر نمی دند قبل از کلاس های عملی با استرس زیاد با استاد مربوط صحبت می کردم که اجازه بدند چادرم سرم باشه واگر مزاحم کارم شد بعد درش بیارم...
از وقتی یادم میاد همیشه حرف،حرف خودم بود و هرکاری رو که خودم صلاح می دونستم انجام می دادم.

607385_5te3ir50.jpg - 23.96 Kbحدیدنیوز، کلاس پنجم ابتدایی بودم که متوجه شدم دربین اقوام دختری هم سن و سال خودم وجود داره که دیگران احترام بیشتری براش قائل بودند و تنها فرق اون با من در پوشیدن چادر بود. پس من هم علی رغم مخالفت مادرم حتما باید چادر می پوشیدم چون همیشه عاشق این بودم که با حرفهام، ظاهرم و اطلاعاتم افرادی رو که به نظرم خیلی مهم و محترم بودند رو وادار به تحسین کنم.علی رغم تهدید های مادرم که "اگر چادری بشی دیگه پدرت اجازه ی ترک اون رو بهت نمیده" چادری شدم و تا دو سه سال کنار نگذاشتمش.

اما کم کم داشتم خسته می شدم احساس می کردم از جمع دوستهام طردم می کنه به همین خاطر یکی در میون چادر می پوشیدم البته طوری که پدرم خبردار نشه چون می تونستم عکس العملش رو تصور کنم و همچنین نمی خواستم حرف و قولم پیش خانوادم بی اعتبار بشه.گاهی وقتها با چادر می رفتم مدرسه و بی چادر برمیگشتم چون موقع پیاده شدن از سرویس تازه یادم می افتاد که چادرم روی چوب لباسی مدرسه جامونده. با اینکه موهام ازمقنعه بیرون بود، موقع برگشت ازمدرسه خیلی از روحانیون و مردهای مسن به خاطر چادرم تشویقم می کردند و فقط خودم می دونستم که به زور دارم تحملش می کنم.



گذشت ...تا اینکه مسجد محلمون ساخته شد (من اون موقع پیش دانشگاهی بودم) و اونجا با دوستهای محجبه ی خوبی آشنا شدم. اون دوستها برای من که شب و روزم بامطالعه ی کتابهای مختلف سپری می شد منبع شناخت کتابهای جدید ومفید بودند و برای اینکه حفظشون کنم سعی کردم بیشتر بهشون نزدیک بشم و خودم رو شبیهشون کنم. دیگه موهام پوشیده شده بود و بیشتر شبیه چادریهای واقعی شده بودم ولی هنوز از چیزی که بودم احساس رضایت نمی کردم.



رشته ی مهندسی کشاورزی اهواز قبول شده بودم، باخودم قرار گذاشتم درکنار تجربه ی جدید دانشگاه رفتنم خوبی های جدیدی رو هم تمرین کنم چون اونجا فقط خودم بودم و خودم وهیچ مانعی نداشتم.



برای اینکه نفسم رو مجبور کنم در خواسته هایش از عقل و منطق پیروی کنه و به خودم ثابت کنم که اراده ی قوی ای دارم تصمیم گرفتم حجاب و عفافم رو رشد بدم (علاقه ی زیادی به این کار نداشتم و فقط می خاستم نفسم رو مهار کنم)، از پوشیدن ساق دست و جوراب کلفت گرفته تا کنار گذاشتن هر نوع آرایش ...(هرچند اهل آرایش نبودم ولی از جو خوابگاه و دانشگاه می ترسیدم و پیشاپیش به خودم قول دادم).



تصمیم دشواری گرفته بودم چون من اهل مناطق سردسیر بودم و باید توی گرمای اهواز این کارها رو انجام می دادم .وقتی سر ظهرتوی مزرعه کار می کردم رسما به یک گلوله ی آتش تبدیل می شدم در برابر دلسوزی های دوستهام هم که پیشنهاد در آوردن ساق دست و هدبندمو می دادن فقط می خندیدم، واقعا دوست داشتم به پیشنهادشون عمل کنم تا کمی از حرارت بدنم کم بشه ولی باید نفسم رو کنترل می کردم، باید به قول خودم عزت می گذاشتم و تحمل می کردم .



چون می دونستم اساتید سرکلاس های عملی اجازه ی پوشیدن چادر نمی دند قبل از کلاس های عملی با استرس زیاد با استاد مربوط صحبت می کردم که اجازه بدند چادرم سرم باشه واگر مزاحم کارم شد بعد درش بیارم و خوشبختانه با بهترین برخورد مواجه می شدم.



تابستان سال اول دانشگاه با دوست های مسجدی شهرمون عازم اردوی راهیان نور غرب شدیم. یکی از بهترین تجربه های زندگیم همین سفر بود مخصوصا صحبتهای روحانی جوان کاروان که توی صحبتهاشون چادر پوشیدن رو جهاد بزرگ زنان شیعه و نمادمذهب تشیع معرفی کردند. از اون روز به بعد افتخار زندگیم چادر پوشیدنم بود، حس می کردم یک سفیر بزرگم و بالاخره یک راه برای جبران زحمات کسانی که برای حفظ دین و مذهبم فداکاری کردند پیدا کردم.



بعد از مطالعه ی کتاب زن در آینه ی جمال و جلال آیت ا...جوادی آملی اول به خاطر دختر آفریده شدنم و بعد به خاطر حفظ حجابم و اینکه خداوند من رو به این راه هدایت کردند از شوق توی آسمانها پرواز می کردم و روز به روز عاشق حجابم می شدم تا جایی که پوششم رو توی خونه پیش نامحرمها (پسر عمو و پسر خاله و شوهر خاله و...) هم کامل کردم.



کم کم دیدم چادر من رو توی این سالها خواه ناخواه از خیلی از گناه ها دور کرده و خداوند با ستاربودنشون عزت و احترامی بین دوستها و هم کلاسیهام برام ایجاد کردند که حتی در تصوراتم هم نمی گنجید؛ وقتی چادر می پوشیدم چون می دونستم بسیاری از اطرافیانم اشتباهاتم رو به پای همه ی چادری ها و اعتقاداتم می نویسند مراقب رفتارها و کارها و حرفهام بودم. حتی رتبه الف بودنم توی دوره ی کارشناسی و ارشد هم علاوه بر وظیفه ای که رهبرم به دوشم گذاشته بودند به این دلیل بود که به خیلی از اطرافیانم ثابت کنم که حجاب مانعی برای پیشرفت تحصیلی نیست بلکه تسهیل کننده ی این هدفه.



چندوقت پیش به این فکر می کردم که انگیزه ی بهتر و بیشتری برای حجابم پیدا کنم و ارزشش رو برای خدای مهربونم بیشتر کنم .

در آخر حجابم رو نذر سلامتی و ظهور مولای غریبم کردم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 2 شهریور 1392  06:06 ق.ظ
توسط: mah

پروژه ضد امنیتی «رفع‌فیلتر فیس‌بوک»

پروژه نانوشته‌ای در دستور کار برخی نهادهای خاص قرار گرفته تا زمینه «رفع فیلتر فیس‌بوک» در کشور فراهم شود.
 598 dfg.jpeg - 3.27 Kb، به نظر می‌رسد پروژه نانوشته‌ای در دستور کار برخی نهادهای خاص قرار گرفته تا زمینه برای پیگیری برخی سناریوهای امنیتی – اطلاعاتی در کشور فراهم شود؛ پروژه‎‌ای که در گام اول و با توجه به حساسیت فضای مجازی در میان جوانان، اینترنت را هدف اصلی خود قرار داده است.

جرقه اول در این زمینه را سایت شخصی اکبر هاشمی رفسنجانی زد. چند روز پس از روی کار آمدن رسمی دولت آقای روحانی، سایت هاشمی رفسنجانی در اقدامی معنادار، جمله‌ای مثبت از او را که سال گذشته بیان شده بود کرد.

این سایت در مطلبی با عنوان «نظر هاشمی درباره فیس بوک چیست؟»، مسدود شدن این شبکه اجتماعی در ایران را غیرقابل قبول دانست و به نقل از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: «امروز عصر انفجار اطلاعات است و این مهم‌ترین تفاوت شرایط زمانی برای انقلاب ما و انقلابهای امروز منطقه است. قیام ۱۵ خرداد را که مردم ما انجام داده‌‌اند و شهدای بسیاری داشت در دنیا بسیار کم مطرح شد. روزنامه‌های خارجی تنها چند کلمه‌ای و آن هم حرف‌های رژیم را می‌نوشتند اما اکنون وقتی یک خبرنگار به زندان می‌رود در کل دنیا پخش می‌شود. رسانه‌های آزاد و مخصوصاً سایت‌ها که درگیر دولت نیستند گاهی هم با اغراق و بزرگ‌نمایی این موضوعات را مطرح می‌کنند. این گونه انفجار اطلاعات دیگر بسته نمی‌شود البته عوارض بدی هم دارد اما ما برخلاف عده‌ای که فکر میکنند این جریان‌ها خطرناک است فکر می‌کنیم این جریان به سعادت بشریت کمک می‌کند و چیز مبارکی در دنیاست. امروز یک صفحه فیس بوک که هزینه‌ای برای مردم ندارد تبدیل به موضوع خبری در تمام تلویزیون‌ها و دستگاه‌های دنیا می‌شود.»

اما این ابراز ارادت سایت هاشمی به فیس‌بوک پایان ماجرا نبود. روزنامه «هفت صبح» هم در یکی از شماره‌های اخیر خود، تی‌تر و عکس نخست را به انتشار خبری درباره صفحه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جدید کشورمان اختصاص داد و از فعالیت رسمی این صفحه به عنوان صفحه ضخصی مسئول دیپلماسی ایران خبر داد.

فارغ از اینکه آیا فعالیت در یک سایت اینترنتی که بنا به هر دلیلی در داخل کشور مسدود است و طبق قوانین، فعالیت در آن جرم محسوب می‌شود، از سوی یک مقام رسمی آن هم در جایگاه بالایی مانند وزارت امور خارجه قابل پذیرش است یا خیر، به نظر می‌رسد همزمانی این رویداد‌ها خبر از یک برنامه مدون خبر می‌دهد.

از سوی دیگر، روزنامه «فایننشال تایمز» در گزارشی در مورد محمدجواد ظریف، صفحه فیس بوک او را مورد توجه قرار داده است. این روزنامه انگلیسی نوشته است: «دو هفته پس از معرفی ظریف به عنوان وزیر خارجه، این دیپلمات کارآزموده ۵۳ ساله، طرفداران زیادی را برای صفحه فیس بوک خود جذب کرده است. ظریف که نماینده سابق ایران در سازمان ملل بوده، چهار سال پیش به فیس بوک ملحق شد.» یش از این نیز گزارش‌های متعددی در مورد صفحه‌های فیس بوک و توییتر منصوب به روحانی منتشر شده بود و حالا فعالیت‌های مجازی وزیر خارجه جدید ایران مورد توجه قرار گرفته است.

یک سایت نزدیک به دولت یازدهم هم درباره این مساله نوشته است: «هم اکنون فرزندان و دیگر اعضای خانوادهٔ بسیاری از مقامات کشوری و نیز برخی از مسولان رده پایین‌تر و همچنین بسیاری از فعالان سیاسی و تقریبا اکثریت فعالان مطبوعاتی و همچنین بسیاری از چهره‌های شناخته شدهٔ دیگر حوزه‌ها، صفحاتی به نام خود در فیسبوک دارند که هر از گاهی برخی از آن‌ها در رسانه‌ها هم بازتاب پیدا می‌کند.»

این مساله در حالی صورت گرفته که پیش از این، مدیریت شبکه اجتماعی فیس بوک صفحات مرتبط با جریان مقاومت مانند صفحات مرتبط با سیدحسن نصرالله، حزب الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطینی و سوریه‌ای را نیز مسدود کرده بود.

به نظر می‌رسد با توجه به رویکرد ضدارزشی و ضدایرانی مدیران فیس‌بوک و نقش آفرینی این شبکه اجتماعی در کودتاهای مخملی مدرن، اصرار عجیب برخی سیاسیون بر طرح موضوع لزوم رفع مسدودیت این سایت در داخل کشور، مشخص می‌کند که پروژه مشخصی در این زمینه مورد اقدام قرار گرفته و احتمالا رفع فیلتر فیس‌بوک، گام اولیه در اجرای آن خواهد بود؛ پروژه‌ای که با توجه به سابقه استفاده از این شبکه اجتماعی در جریان آشوب‌های خیابانی سال ۸۸، لزوم توجه ویژه مقامات امنیتی به این مساله را گوشزد می‌کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1392ساعت 22:6  توسط narsis |  نظر بدهید

یک کارشناس سیاسی با تاکید بر اینکه وزیر اطلاعات نباید به مباحث غیر تخصصی ورود کند،‌ گفت:کسانی که در فتنه ۸۸ جرمی مرتکب نشده و به خارج ازکشور سفر کرده‌اند، چه زمانی برای ورودشان به کشور منعی وجود داشته که وزیر اینگونه موضع می‌گیرد.
به گزارش 598، حجت‌الاسلام مهدی طائب رئیس قرارگاه عمار در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به اظهارات اخیر وزیر اطلاعات درباره فراریان فتنه ۸۸ اظهار داشت: سه نکته در این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد؛ نکته اول این است که دعوت و خواهش برای بازگشت به کشور از افراد مجهولی که جرمی انجام نداده‌اند کار عبثی است و این موضع از جایگاه دولت به عنوان جایی که مظهر رای و حیثیت مردم است بعید به نظر می‌رسد.

طائب با طرح این پرسش که چنین موضعی چه ارتباطی با تدبیر و اعتدال دارد،‌ مهم‌ترین وظیفه وزارت اطلاعات را کمک به امنیت کشور دانست و ادامه داد: آیا در رابطه با کسانی که در فتنه ۸۸ جرمی مرتکب نشده بودند منع ورود یا ناامنی وجود داشت که وزیر اطلاعات اینگونه موضع می‌گیرد؟ آنها باید مصداق بیاورند که کسی در عین حال که مجرم نبوده اما به خاطر ترس از کشور فرار کرده است و ما حالا می‌خواهیم به او ضمانت دهیم که به کشور بازگردد.

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه چنین مواضعی تعریف ماموریت‌های بی‌خاصیت و بدون الزام است، یادآور شد: وزارت اطلاعات امروز باید به تهدید‌هایی که در سراسر کشور وجود دارد توجه کند نه موضوعاتی که نه تنها تهدید نبوده بلکه آسیب هم محسوب نمی‌شود.

وی با تاکید بر اینکه بهتر است وزرا و به ویژه وزیر اطلاعات از ورود به مباحثی که شائبه عدم تخصص در آن وجود دارد خودداری کنند، تصریح کرد: ما اگر استقلال قوا را قبول داریم باید بدانیم که دولت حق ورود به بحث مجرمان را ندارد و برخورد با جرم و جنایت به صورت انحصاری مربوط به قوه قضائیه است.

این کارشناس مسائل سیاسی شناسایی مجرمان و معرفی آنها به قوه قضائیه را وظیفه دولت عنوان کرد و افزود: اگر جرم کسی معلوم و احراز شود برخورد با آن هیچ ربطی به قوه مجریه ندارد از این رو سخنان اخیر وزیر اطلاعات نیز جنبه اجرایی ندارد.

وی ادامه داد: کسانی که در فتنه ۸۸ جرمی مرتکب نشده و به خارج از کشور سفر کرده‌اند چه زمانی برای ورودشان به کشور منع و ناامنی وجود داشته که حالا شخص وزیر اطلاعات اینگونه موضع می‌گیرد تا رسانه‌های بیگانه نیز مواضع نادرست خود مبنی بر وجود اختناق و هراس در ایران را القا کنند.

طائب در پایان تاکید کرد: وزرا باید در موضعگیری‌های خود دقت کنند چرا که دولت تدبیر و امید به مردم قول داده مشکلات موجود را برطرف کند نه مشکلاتی که وجود خارجی نداشته و پرداختن به آنها باعث تضییع وقت، سرمایه و دوری از تدبیر و اعتدال می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1392ساعت 22:1  توسط narsis |  نظر بدهید

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که دولتمردان افزون بر حل مشکلات اقتصادی باید برای مسائل فرهنگی نیز برنامه ریزی کنند، گفت:‌ دولت باید مسائل فرهنگی و حجاب را از کارمندان خود شروع کند تا به جامعه نیز تسری پیدا کند.
رسا، t1504156.jpg - 16.32 Kbحضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، پنج شنبه شب در جمع زائران و مجاوران امام رضا(ع) در صحن جامع رضوی، به تفسیر سوره مبارکه «والعصر» پرداخت و با بیان این که در این سوره برنامه جامع سعادت جمع شده است، گفت: به گفته یکی از دانشمندان اسلام تمام اهداف قرآن در این سوره آمده است.

وی با اشاره به آیه نخست سوره والعصر ابراز داشت: خداوند در این سوره به عصر قسم می خورد و بعد می فرماید تمام انسان ها در زیان و خسران هستند مگر گروهی که ایمان به خدا، روز جزا، صفات پروردگار و به پیامبر اسلام و ولی عصر(عج) داشته باشند.

این مرجع تقلید با بیان این که خداوند در این سوره ایمان و عمل صالح را راه نجات از خسران می داند، اظهار کرد: انسان باید در جنبه های فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به سوی عمل صالح برود.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه در پاسخ به این سؤال که آیا ثواب سوره های قرآن تنها با خواندن آنها حاصل می شود، گفت: قرآن نسخه طبیب الهی است؛ خواندن و آگاهی از این نسخه خوب است اما درمان دردها با عمل کردن به آن حاصل می شود.

این مفسر برجسته قرآن با اشاره به روایتی مبنی بر این که بسیاری هستند که قرآن می خوانند اما قرآن آنها را لعن می کند، ابراز کرد: مثلا کسانی که آیات ربا را می خوانند اما خود ربا می گیرند و یا کسانی که آیات دروغ و تهمت را می خوانند اما به این اعمال آلوده هستند مورد لعن قرآن قرار می گیرند.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم تأکید کرد: ثواب آیات قرآن برای کسانی است که قرآن را بخوانند، عمل کنند و در میان دیگران تبلیغ کنند.

وی در ادامه با اشاره به وجوه ذکر شده در تفسیر «والعصر» گفت: برخی از مفسران عصر را به معنای غروب خورشید و برخی به معنای تاریخ بشر در نظر گرفته اند.

این مرجع تقلید با بیان این که در صفحات تاریخ درس های عبرت آموز فراوان وجود دارد، اظهار داشت: امروز تخت جمشید خاموش و قصرهای کسانی که در گذشته قدرت بی حساب داشتند ویران شده است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به این که برخی از مفسران عصر را به قیام پیامبر اسلام تعبیر می کنند، گفت: پیامبر اسلام یک جمعیت عقب افتاده و جاهل را هدایت و آنها را تبدیل به پیشوای مردم جهان کرد؛ مسلمانان قله های علم را فتح و حکومت قدرتمند تشکیل دادند، از این رو خداوند سوگند به قیام پیامبر و آن تحولی که ایجاد کردند، می خورد.

مفسر برجسته قرآن افزود: برخی نیز مراد از والعصر را سوگند به عصر قیام امام زمان(عج) می دانند؛ دنیایی که پر از فساد، ظلم، تبعیض، مفاسد اخلاقی و جنابت شده در سایه حکومت مهدوی دنیایی مملو از عدل و داد و صلح و علم می شود.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود، به برخی از اقدامات که پرونده انسان را پس از مرگ نیز باز می گذارد اشاره و گفت: افراد خیر و کسانی که آثار خیر از خود به جای گذاشته باشند تا زمانی که مردم از آثار آنها بهره ببرند در پرونده آنها حسنه نوشته می شود.

وی علما و دانشمندانی که از خود آثار علمی برجسته به یادگار گذاشته اند و یا شاگردانی تربیت کرده اند که به اسلام نفع می رسانند را از دیگر کسانی دانست که برای آنها پس از مرگ نیز حسنه نوشته می شود.

این مرجع تقلید با بیان این که پرونده والدینی که فرزندان خوبی تربیت کرده اند نیز باز و برای آنها حسنه نوشته می شود، گفت: امروز تربیت کردن فرزند کار آسانی نیست، عوامل فساد، ماهواره ها و رسانه های فاسد همگی امواج شیطانی در میان جوانان پخش می کنند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به این که شبکه های ماهواره ای دعوت به بی بند و باری و بد حجابی می کنند، اظهار کرد:‌ متأسفانه برخی فکر می کنند که بد حجابی تأثیر اجتماعی ندارد اما بسیاری از مفاسد به خاطر بد حجابی است که هر دو طرف را آلوده می کند.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم خواستار برنامه ریزی صحیح برای مبارزه با بی بند و باری و بد حجابی در جامعه شد و از کسانی که به این مسأله بی اعتنایی می کنند و جلوی افرادی که می خواهند با بی فرهنگی مبارزه کنند را می گیرند، انتقاد کرد.

مفسر برجسته قرآن با بیان این که قرآن تأکید فراوانی به رعایت حجاب کرده است، اظهار داشت: خداوند در قرآن رعایت حجاب و عفاف را سبب طهارت قلب و دوری از وسوسه های شیطان و هوای نفس می داند.

وی عدم رعایت موازین شرعی و بی توجهی به حجاب را سبب بروز مفاسد و جنایات در جامعه خواند و تأکید کرد:‌ باید از فرهنگ غربی دوری کرد و فکر نکنیم که هرچه از غرب آمد نشانه تمدن است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که دولت افزون بر حل مشکلات اقتصادی باید برای مسائل فرهنگی نیز برنامه ریزی کند، گفت:‌ دولت باید مسائل فرهنگی و حجاب را از کارمندان خود شروع کند تا به جامعه نیز تسری پیدا کند.

این مرجع تقلید خواستار توجه آموزش و پروش به بحث حجاب شد و ابراز کرد: بحث حجاب در کتاب های درسی به صورت منطقی وارد شود و ضرر و زیان های بی بند و باری تبیین شود تا همه بدانند که این یک مسأله مهم است و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم نقش صدا و سیما را در مسائل فرهنگی سنگین ارزیابی کرد و گفت:‌ صدا و سیما با فیلم های نا مناسب می تواند مردم را منحرف و از طرفی با فیلم های آموزنده می تواند مردم را تربیت کند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان ابراز کرد: حوزه های علمیه نیز در این باره باید تلاش خود را بیشتر کنند، دعوا و مزاحمت لازم نیست و منطقی و دوستانه امر به معروف و نهی از منکر نتیجه می دهد.

 


 


به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان بمراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است ، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه ی منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند ، به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصبها و حفظ و ابقاء ها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند .
بولتن نیوز؛ یکم شهریور سالروز ترور شهید سید اسدالله لاجوردی بدست منافقین تروریست است. به یاد و پاسداشت آن مرد بزرگ، وصیت نامه آن شهید بزرگوار را به نقل از سایت عاشورائیان و با ارجاع به سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با هم مرور میکنیم.
 
بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمدً رسول الله و انّ علیاً ولی الله وصی رسول الله و الائمه حادی عشر من بعد علی علیه السلام ائمة المسلمین.

بار الها! با تمام وجود می‌گویم: "کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته”.

خداوندا! عمری را -که بهترین نعمت بوده- از دست داده‌ام، در حالی که می‌توانست در راه تو و خدمت به انسان‌های مظلوم و مستضعف به کار گرفته شود؛ عمری که می‌توانست تا حدودی در جهت از بین بردن ارزش‌های منفی و ایجاد و احیای ارزش‌های الهی – انسانی مثمر ثمر افتد؛ عمری که می‌توانست در راه تحقق هدف‌های مقدس اسلام و اعتلای کلمه التوحید و تکامل صاحبش سپری گردد؛ عمری که می‌توانست از کمیتش بکاهد و بر کیفیتش بیفزاید و همگام با شهدای خداجوی، جویای راه وصول به تو باشد؛ عمری که با کمیت نسبتا زیاد، کوچکترین توشه‌ای بر نگرفته. لذا همین جاست که تمامی امیدش را و تمامی رجایش را، به عفو تو و به اغماض تو و بزرگواری تو و رحمت و فضل تو بسته است. خدایا! باز هم امید و باز هم امید به فضلت! اللّهم اغفر لی الذنوب التی تهتِک العصم.
 

خدایا! خوب می دانی آنچه را هم اکنون به قلم می‌آورم مدت‌های مدیدی است در درونم می‌گذرد و بر سر چند راهه‌های حیرت ِ ندانم چیست؟ چه باید کرد؟ امور به کجا می‌انجامد؟ چگونه است که با نام اسلام و در ذی‌اسلامیت شعارهای مردم فریب ِ خالی محتوا، رواج پیدا می‌کند و آنها که مسئولیت جلوگیری از انحراف افکار را دارند ساکت می‌نشینند! و سهل است، بعضاً تایید هم می‌کنند و هزاران سؤال، که هر کدام راهی را ایجاب و خطّی را ترسیم می‌کند، قرار گرفته‌ام. اما خوشبختانه چون مقلد امام عزیز هستم، راه سعادت برایم روشن است و از خدا می‌خواهم اگر عمری بود، توفیق عمل بدان را پیدا کنم.

خدایا! با تمام وجودم به این انقلاب عشق می‌ورزم و به همان مقدار که دوستدار انقلابیونم، نسبت به حامیان ضدانقلاب نفرت دارم و با همه اینها، این مسئله را بخوبی دریافته‌ام که هرکس به نفع دشمنان انقلاب و به خیال واهی و بی‌اساس، رضایت ِ به اصطلاح مردم و به خیال خام و پوچ، پایگاه به اصطلاح ملّی پیدا کردن، موضعگیری کند، مصداق فرموده گرانقدر معصوم "ع ” است که : ” مَن طَلَبَ رضی الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً ".

خدایا ! تو شاهدی به همان اندازه – بلکه صد چندان – که به امام ِ قاطع و سازش ناپذیرم عشق می‌ورزم، نسبت به سازشکاران و مدافعان عملی ضد انقلاب ( اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بیم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تکرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود.
 
 
خداوندا ! از تو مصرانه می خواهم دست و قدم، زبان و قلم ِ همه کسانی را که در جهت رهانیدن ضد انقلابیون و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ کرده‌اند و همه کسانی که پذیرای این ننگ شده‌اند ( تا چند روزی به کام ِ وهم و خیال رسند) ، برای همیشه از سرنوشت این مردم شهید پرور و شاهد قطع فرمایی.

خدایا! چون عاشق نظام بوده‌ام ، از آن ترس داشتم که افشای چهره سازشکاران ، لطمه ای ناچیز به نظام وارد آرد ، به آنها توصیه می کنم که جدای از لفّاظی و بازارگرمی های صنفی ، به قیامت و حسابرسی های دقیق آن روز باور پیدا کنند و مواظب باشند که از آن دسته ای نباشند که قرآن درباره شان فرموده : ” لِمَ تقولونَ ما لا تفعلون . کَبُرَ مَقْتاً عند الله انْ تقولوا ما لا تفعلون ".
 
وصیتم به صاحبان قدرت و نفوذ این است که اگر حرکتشان را دوست می دارند ، به جای شعارهای مردم فریب و سیاستمدارانه ، توصیه هایی را که تلفنی و شفاهی در جهت استخلاص ضد انقلاب و مَلَأ و مترفین و حرامخواران و حرام اندوزان اعمال می دارند ، با شهامت و رشادت ، برای مردم بازگو کنند و از هر نوع توجیه و ماستمالی کردنهای حفظ سمت و استمرار موقعیت صدارت ! بپرهیزند که خودفریبی و مردم فریبی بالاخره به پایان رسد و سر و کار با خیر الماکرین افتد و باز توصیه ام به سردمداران این است که به خدا توکل کنند و قاطعیت و سازش ناپذیری را از امام ِ مردم بیاموزند و شعار نه شرقی و نه غربی را که خواست و حق مردم است و علت موجده این انقلاب بوده فراموش نکنند و مبادا که گذشت روزها و فرو افتادن ، طبیعی شود و انقلاب و مهمتر از همه سختیهای حرکت و فشارهای بین المللی موجب شود تعادلی را که شعار فوق ایجاب می کرده و بحمد الله تا حدودی ایجاد گردیده ، به هم زنند و بدانند که قدرت مطلق از آن خداست و صرفاً تکیه بر اوست که از هر قدرتی ، انسان را و جامعه را بی نیاز می کند و باز این که بدانند که اگر دچار حسابگریهای سیاسی جدای از توکل شوند و بر ذهنیتهای شکل گرفته ، رضایت خدا و مردم مسلمان را ملاک قرار ندهند ، گور خود و انقلاب را کنده و برای مردم ، گورستانی بی نام و نشان در پهنه تاریخ ایجاد کرده اند و یادشان باشد که علت موجده ، علت مُبْقیه نیز هست و فراموش نکنند که سیادت و موقعیتهای اجتماعی آنان ، اهدایی انقلاب اسلامی است و جدای از انقلاب ، فردی از چهل میلیون افراد دیگر قبل از انقلاب خواهند بود.
 

خدایا! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف ، خطر منافقین انقلاب را ( همانان که التقاط ، به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان ، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ – به بزرگی مجمع الاضداد – به دست گرفته اند ، هم رجایی و باهنر را می کُشند و هم به سوگشان می نشینند ، هم با منافقین خلق ، پیوند تشکیلاتی و سپس … ! برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند ، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کُشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند ) ، به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضی ، تا اندازه ای می دانم چرا !) ترتیب اثر نداده اند .
 
به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان بمراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است ، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه ی منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند ، به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصبها و حفظ و ابقاء ها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند .
 

اینها همه پوچ است و بی اهمیت! مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاشها ، گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خداییشان است که جز اندیشه های مادیگرایانه و ماتریالیستی ، چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی همپالگیهای چپ و منافقشان توانسته اند متاسفانه به نسبت بسیار زیادی ( زیادتر از توفیق منافقان خلق در سالهای ۵۱ تا ۵۴ ، تعداد کثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف الحِیل ، بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی ، به دست روی دست مالیدنهای مسامحه کارانه و مصلحت اندیشیهای پشیمانی آورنده متوسل شوند . باز مهمتر از همه اینکه با کمال تاسف ، توانسته اند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمایند.
 
هان ای خانواده عزیزم! بهوش باشید مبادا که فریب تایید و تکریم‌های ریاکارانه این منافقان جدا از دین را بخورید . چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمانها و ابوذرها را جرئت لحظه ای هم لباسی و همشکلی با آنان نباشد!

فرزندانم! اگر گاهی بر شما سخت می‌گرفته‌ام و این در حالی بوده که برایم امکان فراهم آوردن رفاه بیشتر بوده، از آن جهت بوده است که اعتقادی استوار به کریمه ” انّ مع العُسر یسراً ” داشته‌ام و اگر می‌توانستم شما را و خانواده را بیشتر از آنچه تحمل کردید قانع کنم به طور قطع چنان می‌کردم و یقین داشتم که در تکوین شخصیت سالم و رشد یابنده شما مؤثرتر و کارسازتر بود.
 

به هر صورت، پدرتان که از همه چیز جز انقلاب و اسلام بیشتر دوستتان می‌دارد، خیر و صلاح شما را در رفاه نمی‌دانسته و نمی‌داند و امید دارد در زندگی، رفاه جویی و عافیت طلبی را آگاهانه به دور اندازید و با عزمی آهنین در کام مشکلات روید و توقع نداشته باشید دیگران برای حل مشکلاتتان اقدامی ولو ناچیز کنند. به جای چنین انتظاری در حل مشکلات مردم کوشا باشید و از سختی‌ها نهراسید و به گونه‌ای عمل کنید که هر مصیبتی و هر مشکلی هر قدر عظیم، در پیش اراده و عزم شما سر تسلیم فرود آورد و به جای اینکه بر شما چیره شود و شما را دست و پا بسته بر زمین افکند، بر امواج به ظاهر سهمگینش سوار شوید و مهارش را به دست گیرید و بدان سو هدایتش کنید که می‌خواهید، و اجازه ندهید که بر شما مسلط شود و تعادل شما را برباید.

خانواده عزیز و مهربانم! درست است آنگونه که شایسته مقام والای انسانی شما بود، به خدمتتان کمر نبستم و در این راه، تقصیر‌ها و قصورهای فراوان داشتم، اما درست‌تر آن است که بر من ببخشایید و اجازه ندهید که در پیشگاه خداوند در روز تبلی السّرائر و در انظار خلایق، شرمنده و سر افکنده پیش روی تان قرار گیرم .

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1392ساعت 21:48  توسط narsis |  نظر بدهید



به گزارش
برخی منابع رسانه ای جدا شده از سازمان تروریستی خلق "مسعود رجوی" رهبر سازمان، مدت دو هفته است که در تل آویو پایتخت رژیم صهیونیستی و با حمایت دولت آمریکا حضور یافته است.

این منبع که نخواست نامش فاش شود در گفت و گو با سایت "اشرف نیوز" تصریح کرد: «مسعود رجوی دو هفته پیش به اسرائیل رسیده و اکنون در یکی از محله های شهر تل آویو حضور دارد. این منبع در ادامه خاطر نشان کرد تعدادی از سران سازمان و شورایی موسوم به شورای مقاومت ملی ایران، "مسعود رجوی" رهبر سازمان تروریستی خلق را در این سفر همراهی می کنند.

گفتنی است برخی منابع رسانه ای غرب از وجود روابط و جلسه هایی میان فرقه تروریستی خلق و رژیم صهیونیستی خبر دادند. همچنین برخی گزارش های مطبوعاتی حاکی از این است که اسرائیل بخش اعظم بودجه سازمان تروریستی خلق را تامین می کند.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1392ساعت 21:44  توسط narsis |  نظر بدهید


سیرنیوز:امین حیایی بازیگر سریال کلاه‌پهلوی درباره تعطیلی «خانه سینما» گفت:چرا خانه سینما اینجور شد؟ چون از اول رفاقت‌هایش کمی بو داشت. همبستگی در آن وجود نداشت و به خاطر همین به راحتی رخنه می‌کنند و آدم‌ها را به جان هم می‌اندازند و اختلاف‌هایی به وجود می‌آورند.
به گزارش سیرنیوز، امین حیایی بازیگر مطرح سینمایی ایران و بازیگر سریال کلاه‌پهلوی در حاشیه فیلمبرداری قسمت پایانی این سریال در بخشی از گفت وگوی خود با رسانه‌ها با اشاره به دلایل تعطیلی خانه سینما گفت:در خصوص به نظر من ابتدا باید رفاقت‌ها ایجاد شود. چرا خانه سینما اینجور شد؟ چون از اول رفاقت‌هایش کمی بو داشت. همبستگی در آن وجود نداشت و به خاطر همین به راحتی رخنه می‌کنند و آدم‌ها را به جان هم می‌اندازند و اختلاف‌هایی به وجود می‌آورند که یکسری از آن وسط سود به دست بیاورند و از آب گل آلود ماهی بگیرند که ما نباید این اجازه بدهیم.
وی افزود:ما بازیگران و عوامل و سینمایی‌ها باید به قدری رفاقت‌هایمان قوی باشد که چنین اتفاقاتی نیفتد. می‌رفتیم خانه سینما می‌نشستیم می‌دیدیم به جای اینکه از کار هم تعریف کنند و به هم بها بدهند و ارزش‌های کار هم را بکشند بالا و برای هم افتخار به وجود بیاورند، می‌نشستند مثل خاله زنک‌ها پنبه هم را می‌زدند. کار هم را مسخره می‌کردند.
امین حیایی همچنین تاکید کرد:خوب خدایی هم آن بالا هست و نتیجه‌اش می‌شود این. حالا بیایند خانه سینما را جمع کنند. اگر رفاقت‌ها ایجاد شود، رقابت‌ها هم سالم می‌شود و ما حتی می‌توانیم در سطح جهانی حرف اول را بزنیم. چون توانایی، استعداد و آدم‌هایش را داریم. اندیشمندانی را در جامعه داریم که آن طرف دنیا نمی‌توانی پیدایشان کنی. خیلی‌ها می‌روند آن طرف دنیا کار می‌کنند ولی دوباره برمی‌گردند همین‌جا و می‌گویند هیچ‌جا کشور خودمان نمی‌شود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()