تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - مطالب آذر 1391
شنبه 25 آذر 1391  09:32 ب.ظ
توسط: mah

 

 

حکم محکومیت "ابتکار " به دلیل جعل مقاله علمی  توسط  دانشگاه تربیت مدرس

دردر

 

کپی برداری یا به اصطلاح دستبرد علمی اتفاقی است که در موارد متعددی مشاهده شده به طوری که هزاران شباهت بین مقالات چاپ شده در نشریات باعث تعجب وتاسف صاحبان اصلی مقالات گردیده است.جالب توجه آنکه طبق اعلام پایگاهDeja vu یکی از موارد جعل علمی سال 2006 توسط معصومه ابتکارصورت گرفته است.

براساس افشاگری پایگاه اطلاعاتی Deja vu مقاله منتشر شده توسط "مارک ریدل" (Marc Riedl) و دیوید دیازسانچز (David Diaz-Sanchez) تحت عنوان "بیولوژی تاثیرات اگزوز دیزل بر عملکرد تنفسی" که در فوریه 2005 در مجله "Allergy Clin Immunol" آمریکا به چاپ رسیده بود عینا در تاریخ ژوئن 2006 با نام خانم معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در دولت خاتمی، تحت عنوان تنگی نفس ناشی از آلودگی هوا و تغییرات در الگوهای سیتوکین در مجله ایرانی Allergy Asthmu Immunol به چاپ رسیده است!

در ضمیمه این گزارش شباهت موجود در دو متن را در بخش خلاصه مقاله به شرح ذیل مشخص کرده است:


Biology of diesel exhaust effects on respiratory function

Riedl, Marc;Diaz-Sanchez, David

In recent decades, clinicians and scientists have witnessed a significant increase in the prevalence of allergic rhinitis and asthma. The factors underlying this phenomenon are clearly complex; however, this rapid increase in the burden of atopic disease has undeniably occurred in parallel with rapid industrialization and urbanization in many parts of the world. Consequently, more people are exposed to air pollutants than at any point in human history. Worldwide, increases in allergic respiratory disease have mainly been observed in urban communities. Epidemiologic and clinical investigations have suggested a strong link between particulate air pollution and detrimental health effects, including cardiopulmonary morbidity and mortality. The purpose of this review is to provide an evidence-based summary of the health effects of air pollutants on asthma, focusing on diesel exhaust particles (DEPs) as a model particulate air pollutant. An overview of observational and experimental studies linking DEPs and asthma will be provided, followed by consideration of the mechanisms underlying DEP-induced inflammation and a brief discussion of future research and clinical directions

J Allergy Clin Immunol; (Feb-2005)

Medline : 15696072 ; Deja vu: 18765
Air pollution induced asthma and alterations in cytokine patterns

Ebtekar, Massoumeh

In recent decades, clinicians and scientists have witnessed a significant increase in the prevalence of allergic rhinitis and asthma. The factors underlying this phenomenon are clearly complex; however, this rapid increase in the burden of atopic disease has occurred in parallel with rapid industrialization and urbanization in many parts of the world. Consequently, more people are exposed to air pollutants than at any point in human history. Worldwide increases in allergic respiratory disease have mainly been observed in urban communities. Epidemiologic and clinical investigations have suggested a strong link between particulate air pollution and detrimental health effects, including cardiopulmonary morbidity and mortality. The purpose of this review is to provide an evidence-based summary of the effects of air pollutants on asthma, focusing on particulate matter PMs, diesel exhaust particles (DEPs), and ozone as major air pollutants. An overview of observational and experimental studies linking these pollutants with asthma will be provided, followed by consideration of the mechanisms underlying pollutant induced immune response and inflammation. The cytokine response will be viewed in depth and a brief discussion of future research and clinical directions is provided

Iran J Allergy Asthma Immunol; (Jun-2006)

Medline : 17237576

متن گزارش کامل جعل مقاله علمی توسط معصومه ابتکار معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات در آدرس اینترنتی زیر موجود است:

http://spore.swmed.edu/dejavu/duplicate/9866

گفتنی است برای مقابله با جعل مقالات علمی،مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس در دالاس با استفاده از نرم افزار متن یاب eTBLAST سایتی را راه اندازی کرده است به نام Deja vu به معنی آشناپنداری. این پایگاه اطلاعاتی که به طور مرتب به روز می شود اینک حاوی 75000 خلاصه مقاله با شباهت های زیاد از کشورهای مختلف است. تیم مسوول مچ گیری این دانشگاه تاکنون دهها مقاله که عینا کپی برداری و در نشریات دیگر چاپ شده را پیدا کرده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 19 آذر 1391  07:54 ب.ظ
توسط: mah

اعتراف مهدی هاشمی؛ ما نمی‌توانیم از نظام هیچ امتیازی بگیریم:
افشای فایل صوتی مکالمه محرمانه مهدی هاشمی با یک ضد انقلاب + صوت
انتشار این فایل صوتی و اعتراف وی به برنامه ریزی با جریان برانداز در خارج از کشور و انتقال مطالبات و خواسته‌های آنان به پدرش در تهران، علاوه بر اینکه سندی برای اثبات جرائم امنیتی گسترده مهدی هاشمی علیه کشور و مردم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم است. در این فایل 20 دقیقه ای مهدی هاشمی به نکاتی در خصوص نگاهش به سیاست داخلی ایران، شرایط بعد از انتخابات ۸۸ و درگیری‌ها و موضوع گیری‌های خودش و پدرش اشاره می‌کند.

 افشای یک فایل صوتی در اینترنت میان مهدی هاشمی رفسنجانی و چهره شناخته شده ضدانقلاب که اکنون در کانادا ساکن است، مشخص کرد که یک برنامه‌ریزی دقیق میان وی و جریان برانداز به منظور اعمال فشار به ارکان نظام برای کوتاه آمدن در برابر فتنه‌گران وجود داشته است که نقشه آن توسط جریان ضدانقلاب در خارج از کشور طراحی می‌شده و توسط خانواده هاشمی در ایران پیاده می‌شده است.

رجانیوز با انتشار این خبر نوشت:  مهدی هاشمی که بنا به اعتراف مجرمان آشوب‌های خیابانی سال ۸۸، لیدر اصلی طراحی و برنامه‌ریزی این آشوب‌ها بوده و برای شکل‌گیری اغتشاشات در هر منطقه از تهران، مبالغ هنگفتی را هزینه کرد، در این گفتگوی تلفنی با نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره‌ای اصلاحات و سردبیر فعلی سایت ضداسلامی «خودنویس»، از تلاش برای بالا بردن فشار به مسئولان نظام از سوی پدرش اشاره می‌کند و سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی در آن مقطع (سال ۸۸) را در راستای خواسته‌های جریان فتنه معرفی می‌کند. 

این مجرم امنیتی در بخشی از این گفتگو اعلام می‌کند: «ما داریم رو بازی می‌کنیم، من با بی‌بی سی و این‌ها نمی‌توانم مصاحبه کنم چون در ایران این کار جرم تعریف شده است. حرفهایی که ما‌ها می‌زنیم حرفهایی که بابای من زد، از همه حرفهای آقایون (اصلاح‌طلب) تند‌تر بوده است. ما تقسیم کار کرده‌ایم هر کسی کار خودش رو می‌کند. بابا کار خودش رو می‌کند. این‌ها به من گیر داده‌اند چون می‌خواهند وظیفه اصلی‌ام را انجام ندهم. وظیفه من به عنوان مهدی هاشمی این نیست که رسانه‌های خبری را کنترل کنم. من وظیفه‌ای برایم تعریف شده که آن را انجام می‌دهم.» 

او همچنین به اخلالگری‌های خود در کشور هم اشاره کرده و می‌گوید: «کارهایی که من کرده‌ام صد برابر بد‌تر از سخنرانی‌های شما‌ها ست و نظام هم می‌داند که من دارم چه کار می‌کنم. و این‌ها هم می‌دانند اخلالهایی که در زمان رفتن رییس جمهور ایران (آقای احمدی‌نژاد) به سازمان ملل ایجاد شد توسط من بوده است و این مساله حتی به تاج‌زاده و بهزاد نبوی و رضا خاتمی و این‌ها هم بر خورده است. من خبر دارم. من هم نگفتم کار ما بوده و وارد این بازی نشدم ولی طرفهای من می‌فهمند که من کیم و می‌فهمند من دارم چه کاری علیه نظام می‌کنم و با من بد هستند.» 

مهدی هاشمی به بیان علت عدم حضور خود در رسانه‌های ضدانقلاب هم پرداخته و ضمن اذعان به این مساله که مواضع این رسانه‌ها را تایید می‌کند و حتی مواضع تندتری نسبت به جمهوری اسلامی هم دارد، می‌گوید: «من با بی‌بی سی مصاحبه کنم خیلی کارهای دیگر را نمی‌توانم بکنم و الان از ایران از بالا و پایین کشور با من ارتباط دارند و من اگر فردا با بی‌بی سی مصاحبه کنم این‌ها دیگر نمی‌توانند با من ارتباط داشته باشند. بازی من آنطوری نیست که شما بتوانید بفهمید. اینکه من الان بخواهم رو بازی کنم خیلی زود است. البته من حرفهای شما را قبول دارم که اقای هاشمی باید فتیله را بکشد بالا. ما‌ها هیچ امتیاز عملی الان نمی‌توانیم از رهبری بگیریم و خیالت راحت باشد نظام هیچ امتیازی الان به ما نمی‌دهد.» 

مهدی هاشمی همچنین به نقش افشاگرانه «رجانیوز» درباره فعالیت‌های ضدانقلابی خود و همچنین ایستادگی در برابر فتنه‌گران اعتراف کرده و در واکنش به عصبانیت نیک آهنگ کوثر از تاثیرگذاری رجانیوز، مدعی می‌شود: «برنامه آنها (حامیان انقلاب اسلامی) فقط اینترنتی است. مگر سایت‌های آنها چقدر بازدید دارد؟ تابناک که سایت آنها نیست... شما برو رجا رو ببین. رجا رو من دیدم. 25 هزارتا بازدید داره. بحث اینترنتی آنها، خب ما هم مقابله می‌کنیم و فعالیت اینترنتی داریم. فحش‌هایی که مسئولان نظام می‌خورند، خیلی بیشتر از فحش‌هایی است که من می‌خورم.» 

انتشار این فایل صوتی و اعتراف وی به برنامه ریزی با جریان برانداز در خارج از کشور و انتقال مطالبات و خواسته‌های آنان به پدرش در تهران، علاوه بر اینکه سندی برای اثبات جرائم امنیتی گسترده مهدی هاشمی علیه کشور و مردم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم است، از برخی مواضع عجیب و معنادار اکبر هاشمی در سال‌های اخیر نیز پرده برداری می‌کند. 

تلاش برای بیان خواسته‌های جریانات ضدانقلاب و همسو با طیف فتنه در کشور از تریبون‌های رسمی  یکی از مواردی است که با توجه به این فایل صوتی، از آنها رمز گشایی شده است.

از سوی دیگر، محتوای این مکالمه میان مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر مشخص می‌کند که ارتباط میان برخی فعالان سیاسی در داخل کشور و جریانات ضدانقلاب در خارج از ایران، به طور گسترده‌ای برقرار است و بسیاری از مواضعی که از سوی آنان در داخل کشور اتخاذ می‌شود و زمینه را برای سوءاستفاده رسانه‌های خارجی فراهم می‌کند، حاصل یک سناریوی از پیش طراحی شده و دقیق است که ابتدا یک مساله از سوی آنان در ایران مطرح شود و سپس رسانه‌ها که از پیش آمادگی بسط دادن آن را دارند، به هیاهو و جنجال درباره آن مساله بپردازند. 

به نظر می‌رسد با توجه به انتشار گسترده این فایل صوتی در فضای وب و آشکار شدن بخشی از پشت پرده فعالیت‌های خیانتکارانه مهدی هاشمی علیه ایران، دستگاه قضایی که تاکنون نیز رویکرد بسیار مناسبی در زمینه پرونده او داشته و اجازه نداده تا تبلیغات رسانه‌ای، تاثیری بر روی این پرونده بگذارد، باید هر چه سریع‌تر به اقدامات مجرمانه مهدی هاشمی رفسنجانی رسیدگی کند تا بخش‌های جدیدی از اقدامات مجرمانه او برای مردم نیز مشخص شود.

 

روز گذشته رئیس جمهور با صدور حکمی مهندس اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد منصوب کرد؛ انتصاب حساسی که دایره تاثیر گذاری مشایی را به دو سوم کشور های جهان، تسری می دهد.

نظر حجت الاسلام بهمن شریف زاده را در خصوص زوایای گوناگون این حکم جویا شده‌ایم:

آقای شریف زاده، متن حکم صادر شده از سوی رئیس جمهور با محتوای مرسوم احکام این چنینی، بسیار متفاوت است. نظر شما در این خصوص چیست؟
از جمله ضرورت های این بُرهه از تاریخ کشور، ایجاد تغییر در مقیاس نگاه مدیران نظام است. افقِ دید و مقیاسِ نگاه مسؤولان باید از اندازه های ملی و منطقه ای وسیعتر شده و به اندازه های جهانی ارتقاء یابد.

اگر ما با دقت به رُخدادها و حوادث جهان نگاه کنیم، به خوبی متوجه روند و حرکتی فراگیر در جهان می شویم؛ حرکتی که با شتاب، فاصله ها و مرزبندیهای گوناگون انسانی و فرهنگی بین ملت ها را کمرنگ کرده و آنها را به هم نزدیک می کند و به این ترتیب، جهان را رو به یکپارچگی می بَرَد و همین واقعیت است که بلندی افق و توسعه نگاه مسؤولان کشور را ضرورت می بخشد.

امروز باید مسؤولان کشور به جهانی اندیشیدن، توجه ویژه کنند و آن را به عنوان فرصتی ارزنده برای تعالی ملت سرافراز ایران به شمار بیاورند. همچنین داشتن اندیشه های جهانی و نگاهی به وسعت انسان را می توان از مهم ترین ملاک ها و معیارها برای انتخاب مردم به شمار آورد.

انقلاب ما امروز به کسانی نیاز دارد که با مقیاس جهانی بیندیشند، سخن بگویند و عمل بکنند؛ یعنی وقتی می خواهند برنامه ریزی کنند، به بشر بیندیشند و همه آحاد انسانی را به شمار آورند اگرچه حوزه دستوراتشان کشور خودشان باشد.

امروز بر خلاف گذشته که مصالح هر ملت و سرزمینی، جدا از ملت ها و سرزمین های دیگر تعریف و تعیین می شد، نمی توان برای هیچ ملتی جداگانه مصلحت اندیشی کرد؛ زیرا ارتباطات به قدری توسعه یافته که جز با نگاهی فراگیر نمی توان مصالح کشوری را به درستی تعریف و تبیین کرد؛ برای مثال اگر به دنبال ارزشی همچون عدالت هستیم، بی شک جز با نقشه و طرحی فراگیر مثل مدیریت مشترک بر جهان، نمی توان به آن دست یافت.

اگر خواهان صلح، امنیت، عشق، بهداشت، سلامت روانی و دیگر مقولات خوشایند هستیم، جز با طراحی های جهان شمول به آن دست نمی یابیم.

ما جزیره ای جدا از دیگر ملت ها نیستیم که بدون توجه به پتانسیل و عملکرد آنها بتوانیم طراحی کنیم و کسی که به این بینش نرسیده باشد، شایستگی لازم برای طراحی را ندارد؛ به ویژه وقتی که دشمنان این نظام، نقشه براندازی می کِشند و به حذف نظام اسلامی می اندیشند.

به همین دلیل مهندس مشایی به سمت رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد انتخاب شده است؟
انتصاب مهندس مشایی در جایگاهی مثل دبیرخانه جنبش عدم تعهد، از ژرف نگری دکتر احمدی نژاد حکایت دارد. جناب احمدی نژاد با وسعت نظری که دارد به خوبی دریافته که چگونه می توان ظرفیت جنبش عدم تعهد را در مسیر شکوفایی برای ساختن جهانی بهتر به حرکت درآورد. 

مهندس مشایی از نادر شخصیت هایی است که اندیشه هایی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس جهانی دارد. او مدت ها است که ساحت تفکر خویش را وسعت بخشیده و جهانی اندیشیدن را تمرین کرده است؛ از این رو با توفیقات خداوندی می تواند پتانسیل جنبش عدم تعهد را در برابر اندیشه شوم دهکده جهانی به حرکت درآورده و جهانی شدن را به معنای پاک آن، کلید بزند.

بنده این انتصاب را مانند دادن مشعل المپیک از دونده ای به دونده بعدی می دانم؛ دکتر مشعل جهان افروزی را به دونده تازه نفسی همچون مهندس سپرد تا با الطاف خداوند، جنبش عدم تعهد را برای روشنایی جهان، شعله ور سازد و صدالبته که انتخاب دکتر، بهترین انتخاب بود.

کم نیستند شخصیت های سیاسی که داعیه نگاه کلان و بین المللی دارند. تفاوت مهندس مشایی باسایرین چیست؟
تفاوت مهندس مشایی با برخی دیگر از کسانی که داعیه جهانی اندیشیدن را داشتند در این است که او جهانی شدن را با مبانی منطبق بر فطرت الاهی انسان تفسیر می کند.

جهانی شدن در اندیشه مهندس مشایی، تصویری از مقدمه جهان تابناکی است که انسان کامل، مدیریت محسوس آن را برعهده دارد؛ اگرچه از نگاه او، مدیریت نامحسوس ولی خدا است که جهان را به سوی همین یکپارچگی پیش می بَرَد؛ چنانکه در روایات از آن به روشنایی از پشت ابر تعبیر شده است.

نایبان ولی عصر(عج) کارگزاران صدیق حضرتند که مردمان را در این مسیر، راهبری و ارشاد می کنند.

جناب مشایی زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرینی برای زندگی در دوره ولی و حجت خدا می داند؛ بنابراین اندیشه های جهانی مهندس مشایی، جهانی شدن به معنای پاک الاهی- انسانی را نوید می دهد که بنابر باور همه ادیان الاهی، سرنوشت حتمی جهان است.

این انتصاب، موجب آشکار شدن زوایای پنهان شخصیت مهندس مشایی می شود و جهانی بودن شخصیت و اندیشه های او را شفاف می سازد.

نادر افرادی که صاحب اندیشه های انسانی- الاهی برای همه مردمان جهان هستند، باید معرفی شوند و امید که این انتصاب، سرآغازی برای این باشد

 

 

ماجرای دعوای خاتمی با هوشنگ اسدی در نشست پراگ

نشست جمعی از عناصر اپوزیسیون که چندی پیش در هتل ان.اچ پراگ دورهم جمع شدند تا نمایشی از اتحاد بدهند اما همچون گذشته این کنفرانس ضد انقلاب نیز نه تنها موجب اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون نشد بلکه ترکش‌های آن هنوز از بین عناصر اپوزیسیون تلفات می‌گیرد.

کنفرانسی که قرار بود مایه اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون شود ترکش‌های آن همچنان از بین نیروهای ضد انقلاب تلفات می‌گیرد.

«ج.ط»خبرنگار دوویچه‌وله آلمان یکی از شرکت کنندگان کنفرانس پراگ در مطلبی که در سایت گویا رسانه رسمی سازمان جاسوسی سیا منتشر کرده است شفاف سازی منابع مالی این نوع نشست‌های ضد انقلاب را چشم اسفندیار این کنفرانس‌ها عنوان کرده است.

وی با نقل خاطره‌ای از فریدون احمدی (یکی از برگزار کنندگان) که به پیش از نشست برمی‌گشت طفره رفتن مسئولین کنفرانس از پاسخگویی به چگونگی تامین منابع مالی را مطرح کرده است. طالع در این‌باره اینچنین می‌نویسد:« یک هفته پیش از سفر به پراگ، در یک میهمانی کوچک به دوستم فریدون احمدی اصرار ورزیده‌ام از سایر برگزارکنندگان کنفرانس هم بخواهد که به صورت شفاف به مردم بگویند هزینه‌های دو کنفرانس قبلی و کنفرانس فعلی از کجا تامین می‌شود. در نشست‌های دو روزه کنفرانس پراگ، برگزار کنندگان برخلاف قولی که فریدون احمدی داده است، این نکته را به آگاهی جمع نمی‌رسانند. در پایان روز اول، هنگام تشکیل کارگروه‌ها، کریم شام بیاتی به عنوان مسئول «کارگروه تامین منابع مالی» معرفی می‌شود. صبح روز دوم، هنگامی که قرار است تصمیمات کارگروه‌ها اعلام شود، از کریم می‌پرسم:«بالاخره تصمیمی برای روشن ساختن منابع تامین مالی این کنفرانس‌ها گرفته شد؟» او می گوید:«ما فقط روی این بحث کردیم که چگونه می‌توان کاری برای تامین هزینه‌های آینده کرد. اما فکر می‌کنم حالا اعلام کنند.» اما نشست پایان می‌یابد و باز هم چیزی در این مورد گفته نمی‌شود. این مهم‌ترین چشم اسفندیار کنفرانس پراگ است.»

محسن سازگارا

محسن سازگارا و شهران طبری

«ج.ط» در ادامه با اشاره به متوهمانه بودن بحث انتخابات آزاد به این نکته اشاره می‌کند که اگر درنشست بعدی نداند که دست در سفره چه کسانی می‌برد شرکت نخواهد کرد.

وی سپس به چگونگی نحوه انتخاب شرکت کنندگان می‌پردازد و آن را بر اساس داد و ستدهای سیاسی می‌داند و در ادامه مطلب کنفرانس پراگ را به نشست‌های گروه‌های سیاسی که در گوشه و کنار اروپا برگزار می‌کنند و ظرف سه دهه هیچ تحولی به خود ندیده است.

نویسنده در این مقاله تلاش مذبوحانه‌ای می‌کند تا نشان دهد که اپوزیسیون می‌توانند در کنار هم به تفاهم برسند اما وی در ادامه مقاله با اشاره به فحاشی‌های هوشنگ اسدی و خاتمی نظر خود را اینچنین نقض می‌کند:« فریادهای اعتراض آقای خاتمی از اعضای حزب دموکرات کردستان و واکنش هیستریک و نامتناسب هوشنگ اسدی در خارج از سالن در پایان همایش برای چند لحظه‌ای فضای آرام و پر تفاهم کنفرانس را مسموم کرد.»

این خبرنگار رسانه ضد انقلابی آلمان در ادامه افشاگری‌های خود از نمایش اتحاد اپوزیسیون به دعوا و فحاشی خاتمی که به شدت از بیانیه پایانی نشست عصبانی بود اشاره می‌کند و اینچنین ماجرای دیکتاتوری مدعیان انتخابات آزاد و دموکراسی را بیان می‌کند:« وقتی قرائت متن پایان یافت، زمزمه‌های مخالف در گوشه و کنار سالن به هم پیوست و اوج آن فریادهای اعتراض عصبی خاتمی بود. یکی دو نفر هم از فریدون احمدی و محسن سازگارا که پشت میکروفون نشسته بوند پرسیدند که آیا هیچ بحثی نمی‌شود کرد؟ فریدون احمدی، با حالتی آمرانه پاسخ داد: نه!»

محسن خاتمی

محسن خاتمی از اعضای حزب منحله و تروریستی دموکرات کردستان

«ح.لاجوردی» نیز با شرکت در یک مصاحبه تلویزیونی در شبکه ضد انقلابی اندیشه که وابسته به سلطنت‌طلبان می‌باشد به نشست‌های اپوزیسیون اینچنین حمله می‌کند:« آقای جواد خادم پس از بروكسل حضور پیدا كردند و گفتند هزینه كنفرانس بروكسل بیشتر از 100 هزار دلار شده، غیررسمی هم شنیدیم كه بیشتر از آن بوده. سوال می‌شود كه این پول از كجا می‌آید؟ یادم هست من در نشستی كه دكتر نوری‌زاده در لندن گذاشته بودند شركت نداشتم ولی ایشان اعلام كرد هزینه این نشست از طرف من كه مدیر اینجا هستم و این طوری پرداخت می‌شود. آقای خادم می‌گویند چند تا تاجر ایرانی، ما در تاریخ 100 ساله‌مان همیشه 2 تاجر ایرانی داریم كه بزنگاه پیدا می‌شوند و كمك می‌كنند و یك سری كارها را انجام می‌دهند و بعد خواهش می‌كنند اسم‌شان را نیاوریم. این 2 تاجر ایرانی از آنجایی كه دیگ پلو را در سفارت انگلیس كار گذاشتند، تا همین الان دارد ادامه پیدا می‌كند. بزرگ‌ترین مشكل ما كجاست؟ در كتاب پارلمان فكری خودم نوشتم بزرگ‌ترین مشكل ما بیماری بی‌اعتمادی جامعه ماست. در استكهلم گفتند ما 6 نفر را نمی‌توانیم معرفی كنیم. این 6 نفر چه كسانی بودند؟ از ایران آمده بودند؟ از آقای علیرضا نوری‌زاده گاو پیشانی سفیدتر چه كسی است كه در آنجا مورد خطر باشد؟ در اینجاها با عنوان دموكراسی می‌نشینند و من می‌گویم در اینجاها به واژه دموكراسی تجاوز می‌شود.»

لازم به ذکر است که بیژن حکمت و حسن شریعتمداری از شرکت کنندگان این نشست پس از برگزاری در طی مصاحبه‌ای با رسانه‌های ضد انقلاب دریافت کمک‌های مالی از کشورهای مرتجع و دیکتاتوری چون عربستان و کشورهای مستکبر و جنایتکاری چون آمریکا و انگلیس و اسرائیل را بلا مانع دانستند تنها راه خواب بی تعبیر پیروزی اپوزیسیون را حمایت‌های خارجی می‌دانند.

 

من بیمــــار هستم!

 

بهاو که عن‌قریب داشت به دیار باقی می‌شتافت، در دیار آذربایجان، آن هم برای کمک به زلزله‌زدگان، یافت می‌شود و این بار سایت‌های زنجیره‌ای از رشادت‌های او تحت عنوان امدادگر گزارش می‌دهند! گویا فراموش کرده‌اند که او با آن وضعیت وخامت‌بار نمی‌توانست از جا بلند شود، حال چطور امدادگر شده است؟!


به گزارش سیرنیوز از برهان/ سیف‌الدین کامیاب؛ رصد آشکار اردوگاه فتنه، بیگانه، ضدانقلاب و اپوزیسیون خارج‌نشین نشان می‌دهد سوژه‌های به اصطلاح قضایی و حقوقی اولویتی جهت‌دار برای پروپاگاندا و شانتاژ رسانه‌ای علیه نظام است. این خط رسانه‌ای حاکی از آن است که بر پایه‌ی خصومت با قاطعیت دستگاه قضایی در محکومیت فتنه‌گران و آشوب‌طلبان پمپاژ تحریف‌ها، دروغ‌ها و خلق جعلیات در دستور کار قرار گرفته تا با فضاسازی و جنجال‌پراکنی مستمر عملیات‌هایی رسانه‌ای را بر ضد قوه‌ی قضائیه، به عنوان رکن بی‌بدیل نظام جمهوری اسلامی، انجام دهند. اما خطای راهبردی آن‌ها این است که وقتی ادعاهای کذب و دروغ‌های شاخدار را بر صدر اخبار می‌نشانند، پس از فروکش کردن هیاهوهای رسانه‌ای، تو خالی بودن حجم انبوه گزارش‌ها، اخبار و نوشته‌های سفارشی عیان و نمایان می‌شود. یکی از مواردی که به وضوح نشان می‌دهد ضدانقلاب، فتنه و بیگانه دچار دردسر شده‌اند و حتی توجیهات بعدی آن‌ها کارساز نیست، مانور بر ادعای تکراری و نخ‌نما‌شده‌ی «بیماری زندانیان به اصطلاح سیاسی» است؛ چرا که در ادامه‌ی دروغ‌ها و گاف‌های آن‌ها بدجوری توی ذوق می‌زند. در همین راستا، تلاش شیطانی سایت‌ها و رسانه‌های آمریکایی بر این است که القا نمایند فلان زندانی خاص وضعیت نامناسبی به لحاظ جسمی دارد و به شدت بیمار است تا اولاً موضوع زندان و زندانیان به اصطلاح سیاسی را در قامت یک سوژه در فضای رسانه‌ای مخالف و مجازی گرم نگه دارند؛ ثانیاً از مجرمان و محکومان قضایی، به دروغ «قهرمان» بسازند و ثالثاً فشارها بر دستگاه قضایی را با فضاسازی افزایش دهند. البته در میان سوژه‌سازی‌ها مشاهده می‌شود پمپاژ خط دروغین بیماری در آن رسانه‌ها باعث شده است تا طراحان و دروغ‌پردازان آلزایمر مزمن بگیرند و «مرور زمان» پاشنه‌ی آشیل آن‌ها باشد. در این میان بهترین داور «زمان» است که ادعاهای واهی و کذب رسانه‌های زنجیره‌ای را ثابت می‌کند. کافی است به عنوان نمونه، برخی اخبار و گزارش‌های ادعایی درباره‌ی بیماری عده‌ای از محکومان قضایی در حبس مورد واکاوی قرار بگیرد تا مشخص شود مدعیان دچار «بیماری» هستند یا «تمارض به بیماری»؟! پایه‌ی ثابت یکی از این بیماران، که مدام در بوق و کرنا می‌شود، مصطفی تاج‌زاده است که به روایت و با تحرکات سایت‌های بیگانه، فتنه و ضدانقلاب کلکسیونی از بیماری‌ها را در مدت کوتاهی جمع‌آوری کرده است. بنا بر گزارش‌های شبکه‌ی عنکبوتی ضدانقلاب، مدتی او دچار «نقرس» بود. سپس از «سینوزیت» او گفته شد. در ادامه «کمر درد و آرتروز گردن» نصیب او شد تا اینکه «مشکلات بینایی» بیماری اصلی تاج‌زاده می‌شود. البته برای اینکه خدای‌ناکرده از دایره‌ی انصاف خارج نشویم، این نکته گفتنی است که در ماجرای سریال بیماری‌های تاج‌زاده، همسرش در مصاحبه با ارگان رسانه‌ای جریان فتنه می‌گوید او در مشکلات بینایی تنها بیماری «آب مروارید» ندارد. با این اوصاف، چند پرسش به میان کشیده می‌شود. یکی اینکه چطور به موازات بالا گرفتن بیماری بینایی آقای تاج‌زاده، که حداقل اثر آن -اگر راست باشد-، باید استراحت باشد، نامه‌نگاری‌ها و نوشتن مقالات مبسوط و پی در پی او اوج می‌گیرد و این در حالی است که شعاع «نوشتن» این نامه‌ها، که از همسر و دخترش تا مسئولان کشوری و مباحثه‌ی مکتوب با فعالان سیاسی و همچنین درباره‌ی تحولات منطقه‌ای و حتی نامه به مسئولان کشورهای خارجی پیش رفته است، مستلزم خواندن‌های بسیار است که گویا همه‌ی شرایط فراهم بوده است. شاید گفته شود که این اشکال وارد نیست و تاج‌زاده در شرایطی که مشکلات بینایی دارد نیز از سر ارادت به آرمان‌هایش می‌نویسد. اکنون سؤال این است که چطور وقتی حال ایشان خوب است و از مصاحبه‌های پی در پی اقوامش با سایت‌های ضدانقلاب خبری نیست و یا وقتی که به مرخصی می‌آید، این ارادت و جان‌فشانی کم‌رنگ می‌شود؟ آیا حجم انبوه نامه‌نگاری‌ها و نگارش مقالات مفصل از داخل زندان، با آن شرایط ادعایی به اصطلاح وخامت‌بار او، همخوانی دارد؟ چطور یک انسان نحیف و رنجور و با دردهای مزمن که در آستانه‌ی نابینایی قرار گرفته و بیشتر اوقات نیز در اعتصاب غذاست یا به گفته‌ی همسرش روزه‌دار است، آن هم در شرایط انفرادی و ایزوله، بدون هیچ امکانات و دسترسی به کتاب یا اینترنت، وارد مباحث تخصصی فقهی یا کلامی می‌شود و به دیگران نیز ارجاع می‌دهد، رفرنس دقیق می‌دهد و طولانی‌ترین مقالات زندگی‌اش را می‌نویسد و... آیا این مظلومیت دستگاه قضایی نیست؟ نمونه‌ی دیگر فردی است به نام حسین رونقی ملکی. حجم انبوهی از گزارش‌ها و اخبار سایت‌های ضدانقلاب بیانگر این است که عن‌قریب باید مقدمات نماز میت و مراسم تشییع فراهم شود، چرا که وضعیت او به شدت ناگوار است و قابل توصیف نیست. از قضا او هم بیماری‌های متعدد دارد و طرفه آنکه او هم در اعتصاب غذاست. بنا بر گزارش‌های شبکه‌ی عنکبوتی ضدانقلاب، حسین رونقی ملکی یک کلیه‌اش کامل از کار افتاده است و آن یکی 20 درصد از کار افتاده است و دچار خونریزی شدید است و... او به مرخصی می‌آید و قاعدتاً با این شرایط اگر در بیمارستان بستری نشود، باید در خانه استراحت کند، غیر از این است؟ بله، پاسخ مثبت است و او که عن‌قریب داشت به دیار باقی می‌شتافت، در دیار آذربایجان، آن هم برای کمک به زلزله‌زدگان، یافت می‌شود و این بار سایت‌های زنجیره‌ای از رشادت‌های او تحت عنوان امدادگر گزارش می‌دهند! گویا فراموش کرده‌اند که او با آن وضعیت وخامت‌بار نمی‌توانست از جا بلند شود، حال چطور امدادگر شده است و اجساد را از زیر آوار بیرون می‌کشد؟! قهرمان داستان ما اما فکر نمی‌کرد به همراه 35 نفر دیگری که در پوشش و با عنوان فریب امدادرسانی به زلزله‌زدگان استان آذربایجان شرقی، اقدام به شایعه‌پراکنی برای تشویش اذهان مردم زلزله‌زده می‌کردند دستگیر شوند. نمونه‌ها بسیار است و از اکبر گنجی تا مهدی هاشمی رفسنجانی، داستان بیماری در زندان را به ذهن متبادر می‌کند. گنجی نیز به گزارش و روایت شبکه‌ی عنکبوتی بی‌بی‌سی، جرس، کلمه، گویا، روزآنلاین و... داشت جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کرد و اگر آزاد هم می‌شد، کلکسیونی از بیماری‌ها جان او را می‌گرفتند و درمان کارساز نبود و... اما اکنون داوری به نام «زمان» همه چیز را به خوبی ثابت می‌کند. داستان «من بیمار هستم!» مهدی هاشمی رفسنجانی نیز خوشمزه و شیرین بود. پس از آن همه سروصدا و مرخصی و ملاقات و مصاحبه‌ها، دکتر ایرج ناظری، فوق تخصص قلب و عروق و پزشک معتمد خانواده‌ی هاشمی، به مقام قضایی به طور رسمی می‌نویسد: «ضمن عرض سلام، محترماً به عرض می‌رساند آقای مهدی هاشمی بهرمانی، پس از بررسی کامل دستگاه‌ها و آمادگی برای آنژیوگرافی کرونر، در ساعت 8 صبح مورخه 18/8/91، ایشان در بیمارستان دی در بخش آنژیوگرافی، با حضور و آمادگی متخصص بیهوشی و جراح قلب آنژیوگرافی کرونر، بدون بیهوشی و با بی‌حسی موضعی، بدون عارضه، با عنایت خداوند متعال انجام شد و با توجه به بررسی‌های کامل آنژیوگرافی ضایعه‌ی عضوی عروق کرونر قلب وجود ندارد و احتمال اسپاسم عروق‌های کوچک وجود دارد. ایشان پس از نقاهت انجام آنژیوگرافی کرونر قابل ترخیص می‌باشند.» گفتنی‌ها بسیار است و دیگر در این مقال نمی‌گنجد. باشد تا در فرصت دیگری این داستان را پی بگیریم.

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 15 آذر 1391  04:20 ب.ظ
توسط: mah

 

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به سخنان اخیر موسوی خوئینی‌ها گفت:خوئینی‌ها خودش هم بیان کرده بود که نظرات شخصی خود را اعلام می‌کند و تصمیم نهایی با خاتمی است.

به گزارش تسنیم، نعیمه اشراقی خواهر زن محمدرضا خاتمی مؤسس حزب منحله مشارکت است که خود نیز جزء فعالان سیاسی به شمار می‌رود. وی طی گفت‌وگویی با خبرنگار سیاسی تسنیم، درباره احتمال کاندیداتوری سید‌محمد خاتمی، محمدرضا عارف و یا محمدعلی نجفی می‌گوید: مسلم است که چنانچه سید‌محمد خاتمی کاندیدای انتخابات سال 92 شود، عارف و یا نجفی کاندیدا نخواهند شد.
 
وی در این زمینه افزود: بدیهی است که خاتمی برای اصلاح‌طلبان یک سرمایه محسوب می‌شود و کارنامه درخشان دولت خاتمی در 8 سال دوران ریاست جمهوری وی، بر کسی پوشیده نیست؛ بعد از پایان دوران ریاست جمهوری نیز، خاتمی ثابت کرد که الگوی رفتاریش به‌گونه‌ایست که در تنگناها و محدودیت‌ها، تصمیم‌گیری‌های عقلانی را طراحی می‌کند و به اولویت ها می‌پردازد اما با توجه به گفته خودش که "تعهد محضری می‌دهم که نمی‌آیم"، تکلیف چیست؟
 
خواهر زهرا اشراقی، همسر محمدرضا خاتمی، با بیان اینکه تنها 7 ماه به انتخابات پیش‌رو باقی‌مانده و گمانه‌زنی می‌شود حامیان بی‌شمار اصلاحات درباره مشارکت فعال در انتخابات آتی فاقد وحدت‌نظر ‌باشند، تصریح کرد: این تشکیک فقط خاص هواداران نیست، بلکه محدودیت فعالیت احزاب و رسانه‌های این جناح و در بند بودن بسیاری از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب و هم‌چنین تحقق نیافتن پیش شرط‌های مطرح شده توسط لیدرهای آنان به‌طور اخص توسط شخص آقای خاتمی، مشکلات عمده‌ای را به‌وجود آورده که همین موانع ازحضور فعال اصلاح‌طلبان در این عرصه جلوگیری می‌کند.
 
اشراقی همچنین تأکید کرد: در این بین و به اذعان بسیاری از صاحب‌نظران اصلاح‌طلب حتی اگر شرایط به شکلی معجزه‌آمیز تغییر کند و چراغ سبزی را که در انتظارش هستند، روشن شده ببینند، زمان حضور موثر در رقابت‌ها در حال اتمام است. چون بیشترین زمان باقی‌مانده، می‌تواند تا پایان آذر و نهایتاً دی ماه جاری باشد.
 
وی در پایان این گفت‌وگو درباره ‌سخنان اخیر سید‌محمد‌موسوی خوئینی‌ها ‌گفت: آقای موسوی‌خوئینی‌ها خودشان نیز بیان کرده بودند که نظرات شخصی خود را اعلام می‌کنند و تصمیم نهایی با آقای خاتمی به عنوان رئیس اصلاحات است.
 
به گزارش تسنیم، موسوی خوئینی‌ها اخیراً‌ گفته بود که اصلاح‌طلبان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی برائت نمی‌جویند.
 
"برائت از فتنه"، "عذرخواهی از مردم و نظام" و "جبران اشتباهات و خسارات" سه شرطی است که برای بازگشت اصلاح‌طلبان تعیین شده است.
 
 


خبرگزاری فارس: سفیر ایران در بغداد با اشاره به فرار پنج عضو گروهک منافقین از اردوگاه لیبرتی در هفته گذشته، عنوان کرد که اغلب اعضای این گروهک مایل به رهایی از چنگال این فرقه هستند.

حسن دانایی‌فر سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، با اشاره به فرار پنج عضو گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه لیبرتی در هفته گذشته، گفت: این پنج نفر عنوان کرده‌اند که تعداد قابل توجهی از اعضای این گروهک مایل به رهایی از چنگال این فرقه هستند، ولی مقامات این سازمان به آنها اجازه نمی‌دهند.

وی درباره اردوگاه اشرف نیز گفت: پرونده این اردوگاه به لحاظ سیاسی و حقوقی بسته شده است.

دانایی‌فر همچنین سفر اخیر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به عراق را مثبت و مؤثر برشمرد و گفت: سفرهایی در سطح معاونان وزرا و کارشناسان در زمینه‌های بهداشت و درمان، حمل و نقل، نیرو و ... بین طرفین در دستور کار قرار دارد.

سفیر ایران به نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد نیز اشاره کرد و افزود: ناشرانی از جمهوری اسلامی ایران در این نمایشگاه حضور دارند و استقبال خوبی از غرفه‌های ایران به عمل آمده است.

وی درباره لغو روادید بین ایران و عراق نیز اظهار داشت: دولت عراق در حال بررسی این موضوع است و تاکنون پاسخی به ما نداده و امیدواریم این مسئله هر چه سریع‌تر اجرایی شود.

 


خبرگزاری فارس: تحلیلگران عقیده دارند تصاحب یک پهپاد دیگر از مجموعه پهپادهای در اختیار نیروی دریایی ارتش امریکا توسط سپاه پاسداران، پایان عمر راهبرد پهپاد پایه عملیات اطلاعاتی امریکا در منطقه پیرامونی ایران را نزدیک کرده است.

خبرگزاری فارس: ایران چگونه راهبرد عملیات اطلاعاتی «پهپاد پایه» آمریکا را به بن بست کشاند

به گزارش خبرگزاری فارس، سایت ایران هسته ای در گزارشی تحلیلی نوشت: تحلیلگران عقیده دارند تصاحب یک پهپاد دیگر از مجموعه پهپادهای در اختیار نیروی دریایی ارتش امریکا توسط سپاه پاسداران، پایان عمر راهبرد «پهپاد پایه» عملیات اطلاعاتی امریکا در منطقه پیرامونی ایران را نزدیک کرده است.

سپاه پاسداران صبح روز سه شنبه 14 آذر 1391 (4 دسامبر 2012) اعلام کرد که اخیرا موفق شده یک پهپاد امریکایی از نوع scan eagle را که پهپاد اصلی ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا مستقر در بحرین است، تصاحب کرده و به سلامت به زمین بنشاند.

این پهپاد که بلافاصله فیلم آن نیز از جانب ایران منتشر شد، ماموریت عملیات جاسوسی در مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشته و در بدو رود به حریم هوایی ایران تصاحب شده است.

ارتش امریکا این خبر را رد نکرد، بلکه سخنگوی نیروی دریایی این کشور در منامه با صدور اطلاعیه ای گفت که هیچ یک از هواپیماهای بدون سرنشین این کشور در خاورمیانه مفقود نشده است.

این در حالی است که فرماندهان ایرانی هرگز نگفتند که این پهپاد دقیقا همین امروز به زمین نشانده شده است.

اسکن ایگل در رده پهپادهای کوچک طبقه بندی می‌شود. این پهپاد 2/1 متر طول دارد و طول بال های آن به 3 متر می رسد. ویژگی اصلی این پهپاد این است که به دلیل وزن پایین (19 کیلوگرم) می تواند زمانی بیش از 24 ساعت و در شرایط آب و هوایی بسیار بد در آسمان باشد.

بدنه این پهپاد نیز به گونه‌ای ساخته شده که رادارهای زمینی به سختی قادر به رهگیری آن هستند.

همچنین این پهپاد به سیستم تصویربرداری بسیار دقیقی مجهز است که می تواند تصاویری با ارزش عملیاتی تاکتیکی از هدف‌های خود تهیه کند.

کارشناسان در تهران می‌گویند با توجه به اینکه اکنون فقط یک ناو هواپیمابر امریکایی در خلیج فارس حضور دارد، پهپاد اسکن ایگل قطعا متعلق به این ناو بوده است. پهپادهای اسکن ایگل فقط از روی ناوهای امریکایی به پرواز در می آید و معمولا ارتش امریکا از آنها در عملیات های زمینی استفاده نمی کند.

یک کارشناس مطلع در تهران، پس از انتشار خبر تصاحب این پهپاد از سوی سپاه گفت: «در واقع این موضوع به نوعی برای سپاه روتین شده است. پس از تجربه تصاحب RQ-170 که سال گذشته دقیقا در چنین روزی انجام شده، عملا امریکایی ها دریافته اند که متکی کردن راهبرد عملیات اطلاعاتی خود علیه ایران بر هواپیماهای بدون سرنشین دارای ریسک بزرگی است و به نظر می رسد در حال تجدید نظر در این راهبرد هستند».

وی ادامه داد: «از لحاظ جنگ الکترونیک و سایبری ایران در موقعیتی است که می تواند این پهپادها را از طریق در اختیار گرفتن سیستم ناوبری و قطع ارتباط آنها با ماهواره های هدایت کننده یا مرکز کنترل مستقر روی عرضه ناوها تصاحب کند و سالم به زمین بنشاند. همچنین به لحاظ پدافندی نیز ایران اکنون به سادگی این امکان را دارد که این هواپیماها را ساقط کند همانطور که حدود 3 هفته پیش با شلیک اخطار به سمت یک پهپاد دیگر امریکا این امر را ثابت کرد».

این کارشناس نتیجه گرفت که از آنجا که راهبرد عملیات اطلاعاتی امریکا علیه ایران بویژه در حوزه جمع آوری اطلاعات تا حدود زیادی پهپاد پایه است، امریکایی ها اکنون دریافته اند که ایران توانمندی های ضد اطلاعاتی کافی برای مقابله با ایران راهبرد را پیدا کرده و اگر آنها بیش از این به استفاده از پهپادها در فضای ایران اصرار بورزند، ممکن است این مسئله به تهدیدی جدی برای آنها تبدیل شود.

منابع غربی اخیرا تصریح کرده بودند که استفاده گسترده از پهپادها بخش مهمی از علیات اطلاعاتی و ضد تروریستی امریکا در منظقه خاورمیانه از جماه پاکستان، افغانستان، یمن و ایران است.

اخیرا هم اطلاعاتی منتشر شده که نشان می دهد اسراییل پهپادهای خود را برای عملیات ضد ایرانی در آذربایجان مستقر کرده است.

 


دیده‌بان: نشست جمعی از عناصر اپوزیسیون که چندی پیش در هتل ان.اچ پراگ دورهم جمع شدند تا نمایشی از اتحاد بدهند اما همچون گذشته این کنفرانس ضد انقلاب نیز نه تنها موجب اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون نشد بلکه ترکش‌های آن هنوز از بین عناصر اپوزیسیون تلفات می‌گیرد.

 به گزارش گروه مطالعاتی فتنه موسسه راهبردی دیده‌بان، کنفرانسی که قرار بود مایه اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون شود ترکش‌های آن همچنان از بین نیروهای ضد انقلاب تلفات می‌گیرد.

«ج.ط»خبرنگار دوویچه‌وله آلمان یکی از شرکت کنندگان کنفرانس پراگ در مطلبی که در سایت گویا رسانه رسمی سازمان جاسوسی سیا منتشر کرده است شفاف سازی منابع مالی این نوع نشست‌های ضد انقلاب را چشم اسفندیار این کنفرانس‌ها عنوان کرده است.

وی با نقل خاطره‌ای از فریدون احمدی (یکی از برگزار کنندگان) که به پیش از نشست برمی‌گشت طفره رفتن مسئولین کنفرانس از پاسخگویی به چگونگی تامین منابع مالی را مطرح کرده است. طالع در این‌باره اینچنین می‌نویسد:« یک هفته پیش از سفر به پراگ، در یک میهمانی کوچک به دوستم فریدون احمدی اصرار ورزیده‌ام از سایر برگزارکنندگان کنفرانس هم بخواهد که به صورت شفاف به مردم بگویند هزینه‌های دو کنفرانس قبلی و کنفرانس فعلی از کجا تامین می‌شود. در نشست‌های دو روزه کنفرانس پراگ، برگزار کنندگان برخلاف قولی که فریدون احمدی داده است، این نکته را به آگاهی جمع نمی‌رسانند. در پایان روز اول، هنگام تشکیل کارگروه‌ها، کریم شام بیاتی به عنوان مسئول «کارگروه تامین منابع مالی» معرفی می‌شود. صبح روز دوم، هنگامی که قرار است تصمیمات کارگروه‌ها اعلام شود، از کریم می‌پرسم:«بالاخره تصمیمی برای روشن ساختن منابع تامین مالی این کنفرانس‌ها گرفته شد؟» او می گوید:«ما فقط روی این بحث کردیم که چگونه می‌توان کاری برای تامین هزینه‌های آینده کرد. اما فکر می‌کنم حالا اعلام کنند.» اما نشست پایان می‌یابد و باز هم چیزی در این مورد گفته نمی‌شود. این مهم‌ترین چشم اسفندیار کنفرانس پراگ است.»

محسن سازگارا

محسن سازگارا و شهران طبری

«ج.ط» در ادامه با اشاره به متوهمانه بودن بحث انتخابات آزاد به این نکته اشاره می‌کند که اگر درنشست بعدی نداند که دست در سفره چه کسانی می‌برد شرکت نخواهد کرد.

وی سپس به چگونگی نحوه انتخاب شرکت کنندگان می‌پردازد و آن را بر اساس داد و ستدهای سیاسی می‌داند و در ادامه مطلب کنفرانس پراگ را به نشست‌های گروه‌های سیاسی که در گوشه و کنار اروپا برگزار می‌کنند و ظرف سه دهه هیچ تحولی به خود ندیده است.

نویسنده در این مقاله تلاش مذبوحانه‌ای می‌کند تا نشان دهد که اپوزیسیون می‌توانند در کنار هم به تفاهم برسند اما وی در ادامه مقاله با اشاره به فحاشی‌های هوشنگ اسدی و خاتمی نظر خود را اینچنین نقض می‌کند:« فریادهای اعتراض آقای خاتمی از اعضای حزب دموکرات کردستان و واکنش هیستریک و نامتناسب هوشنگ اسدی در خارج از سالن در پایان همایش برای چند لحظه‌ای فضای آرام و پر تفاهم کنفرانس را مسموم کرد.»

این خبرنگار رسانه ضد انقلابی آلمان در ادامه افشاگری‌های خود از نمایش اتحاد اپوزیسیون به دعوا و فحاشی خاتمی که به شدت از بیانیه پایانی نشست عصبانی بود اشاره می‌کند و اینچنین ماجرای دیکتاتوری مدعیان انتخابات آزاد و دموکراسی را بیان می‌کند:« وقتی قرائت متن پایان یافت، زمزمه‌های مخالف در گوشه و کنار سالن به هم پیوست و اوج آن فریادهای اعتراض عصبی خاتمی بود. یکی دو نفر هم از فریدون احمدی و محسن سازگارا که پشت میکروفون نشسته بوند پرسیدند که آیا هیچ بحثی نمی‌شود کرد؟ فریدون احمدی، با حالتی آمرانه پاسخ داد: نه!»

محسن خاتمی

محسن خاتمی از اعضای حزب منحله و تروریستی دموکرات کردستان

«ح.لاجوردی» نیز با شرکت در یک مصاحبه تلویزیونی در شبکه ضد انقلابی اندیشه که وابسته به سلطنت‌طلبان می‌باشد به نشست‌های اپوزیسیون اینچنین حمله می‌کند:« آقای جواد خادم پس از بروكسل حضور پیدا كردند و گفتند هزینه كنفرانس بروكسل بیشتر از 100 هزار دلار شده، غیررسمی هم شنیدیم كه بیشتر از آن بوده. سوال می‌شود كه این پول از كجا می‌آید؟ یادم هست من در نشستی كه دكتر نوری‌زاده در لندن گذاشته بودند شركت نداشتم ولی ایشان اعلام كرد هزینه این نشست از طرف من كه مدیر اینجا هستم و این طوری پرداخت می‌شود. آقای خادم می‌گویند چند تا تاجر ایرانی، ما در تاریخ 100 ساله‌مان همیشه 2 تاجر ایرانی داریم كه بزنگاه پیدا می‌شوند و كمك می‌كنند و یك سری كارها را انجام می‌دهند و بعد خواهش می‌كنند اسم‌شان را نیاوریم. این 2 تاجر ایرانی از آنجایی كه دیگ پلو را در سفارت انگلیس كار گذاشتند، تا همین الان دارد ادامه پیدا می‌كند. بزرگ‌ترین مشكل ما كجاست؟ در كتاب پارلمان فكری خودم نوشتم بزرگ‌ترین مشكل ما بیماری بی‌اعتمادی جامعه ماست. در استكهلم گفتند ما 6 نفر را نمی‌توانیم معرفی كنیم. این 6 نفر چه كسانی بودند؟ از ایران آمده بودند؟ از آقای علیرضا نوری‌زاده گاو پیشانی سفیدتر چه كسی است كه در آنجا مورد خطر باشد؟ در اینجاها با عنوان دموكراسی می‌نشینند و من می‌گویم در اینجاها به واژه دموكراسی تجاوز می‌شود.»

لازم به ذکر است که بیژن حکمت و حسن شریعتمداری از شرکت کنندگان این نشست پس از برگزاری در طی مصاحبه‌ای با رسانه‌های ضد انقلاب دریافت کمک‌های مالی از کشورهای مرتجع و دیکتاتوری چون عربستان و کشورهای مستکبر و جنایتکاری چون آمریکا و انگلیس و اسرائیل را بلا مانع دانستند تنها راه خواب بی تعبیر پیروزی اپوزیسیون را حمایت‌های خارجی می‌دانند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

 

بولتن نیوز: چند وقتی است كه از بازداشت مهدی و فائزه هاشمی می‌گذرد، موضوعی كه حال، نیازمند آن است به‌صورت دقیق‌تری بر روی آن متمركز شویم.

به گزارش بولتن، بعد از حوادث انتخابات سال 88، در كنار نام متهمینی كه شنیده می‌شد، نام دو آقازاده نیز زیاد بر زبان‌ها می‌آمد: مهدی هاشمی و فائزه هاشمی.

مهدی هاشمی اما بلافاصله بعد از انتخابات به خارج از كشور و به انگلیس رفت. در طول این چند سال، هر گاه از آقای هاشمی در مورد اتهامات مهدی سؤال می شد، با دروغ و شایعه دانستن آنها عنوان می كرد كه در حال حاضر، مهدی برای ادامه‌ی تحصیل و همین‌طور سركشی از واحدهای دانشگاه آزاد در انگلیس به این كشور رفته است. موضوعی كه البته بعدتر مشخص شد جفت آنها صحت و واقعیت نداشته است.

از سویی دیگر، فائزه هاشمی نیز بارها در جریان آشوب‌های سال 88، با شركت در جمع آشوب‌طلبان به ایراد سخنرانی و تهییج آنان پرداخت. در این مورد نیز موضع آقای هاشمی كاملا بدیع و جالب بود. ایشان مجددا با دروغ دانستن این موضوع بیان كردند كه فائزه برای خرید ساندویج رفته بود!

اما حال، بعد از گذشت چند سال و با نزدیك شدن به موسم انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، به یك‌باره چرخشی در سیاست‌های خاندان آقای هاشمی به چشم می خورد. مهدی هاشمی كه تا پیش از این، از ترس پیگیری قضایی وارد كشور نمی شد، به ایران آمده و روانه‌ی زندان می‌شود. فائزه هاشمی نیز با پذیرش اتهامات وارده، برای سپری كردن دوره‌ی شش ماهه‌ی حبس خود به زندان اوین رفت.

این اتفاق به خودی خود آن‌قدر عجیب هست كه ناخودآگاه این سؤال به ذهن‌ها خطور كند كه آیا آقای هاشمی و حامیان وی، اهداف خاصی را از این موضوع دنبال می كنند؟ آیا می توان گفت كه ایشان صرفا به دلیل تمكین از حكم قانون، تن به چنین عملی داده‌اند؟ اگر چنین است چرا در طول این سه سال، موضعی كاملا متضاد با شرایط امروزین خود داشته‌اند؟ چرا همان سه سال پیش تن به اجرای قانون نداده‌اند؟

برای یافتن جواب پرسش‌های خود به سراغ یك منبع آگاه رفتیم. این منبع آگاه با تأیید این مطلب كه بدون شك آقای هاشمی به دنبال اهداف خاصی از این ماجرا است بیان كرد كه: به نظر می رسد مهم‌ترین هدفی كه هاشمی و جریان حامی وی از این ماجرا دنبال می كنند، بازگرداندن جایگاه از دست رفته‌ی ایشان باشد.

این منبع آگاه ادامه داد: در طول حوادث بعد از انتخابات 88، آقای هاشمی به دلیل مواضع غیر اصولی و حمایت از سران اصلی فتنه، به شدت جایگاه قبلی خود را در بین مردم از دست داد. به خصوص آنكه افكار عمومی، عملكرد فرزندان او را نیز به حساب سیاست‌های شخص ایشان و با موافقت آقای هاشمی تلقی می كردند. این موضوعات موجب شد تا جایگاه هاشمی حتی در بین نخبگان و دلسوزان نظام نیز تضعیف شود. تا جایی كه اعضاء مجلس خبرگان در واكنش به اقدامات وی، آیت‌الله مهدوی كنی را جایگزین ایشان در ریاست مجلس خبرگان كردند.

این منبع آگاه با اشاره به اینكه ادامه‌ی این روند توسط هاشمی موجب حذف همیشگی وی از عرصه‌ی سیاسی و افكار عمومی جامعه می‌شد بیان كرد: بنابراین هاشمی باید برای برون‌رفت از این وضعیت، چاره‌ای می‌اندیشید. مخصوصا آنكه به انتخابات ریاست جمهوری نیز نزدیك می‌شویم و با توجه به روحیات خاص هاشمی، وی علاقه‌ای به تماشاگر صرف بودن ندارند و تمایل دارند كه حتما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در عرصه‌ی انتخابات و سیاست كشور، تأثیرگذار باشند.

ابن منبع آگاه ادامه داد: چاره‌ی كار در بازگشت مهدی هاشمی از لندن، و روانه‌ی زندان شدن او و فائزه بود. به‌خصوص آنكه این موضوع می‌توانست به برطرف شدن برخی از ذهنیات مردم نسبت به خاندان ایشان نیز پایان دهد. به خوبی می دانید كه باور عمومی مردم بر آن است كه آقای هاشمی دارای روابط  و نفوذ خاص است و به همین دلیل در هاله‌ای از مصونیت قرار دارند و از همین روی، به اتهامات فرزندان وی نیز رسیدگی نمی شود. بنابراین ایشان و جریان حامی وی سعی دارند تا از ماجرای بازداشت مهدی و فائزه، چنین القاء كنند كه این موضوعات از اساس دروغی بیش نبوده و فرزندان هاشمی نیز با بچه‌های مردم تفاوتی ندارند. به همین علت است كه می بینید رسانه‌های تحت حمایت مادی و معنوی ایشان، در طول این مدت، سعی كرده‌اند هر روز با انتشار خبری پیرامون شخص آقای هاشمی یا فرزندان وی، از این موضوع بهره‌برداری لازم را بكنند. به این امید كه جایگاه از دست رفته‌ی آقای هاشمی در افكار عمومی باز گردد.

گفتگوی خبرنگار بولتن نیوز با این منبع آگاه تا بدین‌جا تمام شد. اما برای آنكه صحت و سقم نظرات این منبع آگاه را مورد آزمون قرار دهیم، تصمیم گرفتیم سری به روزنامه‌های حامی وی بزنیم. دست بر قضا، چرخی كوتاه در این  روزنامه‌ها، نظرات منبع آگاه ما را تأیید كرد. برای مثال روزنامه‌ی آرمان در آخرین شماره‌ی خود (پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش) در چندین مطلب به این موضوع پرداخت. این روزنامه در مطلبی با عنوان «آیت‌الله به اوین رفت»، اینگونه نوشت:

«رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یکی از ارکان رکین پیروزی انقلاب و استمرار آن عصرگاه سه‌شنبه مهمان ویژه اوین بود. یکی از عالی‌ترین مقامات نظام فارغ از شأن و جایگاه سیاسی‌اش همانند مردمان عادی به دیدار دو فرزند در بند خود در زندان اوین رفت. آنان که در طول این سال‌ها افسانه‌ها درباره وی و خانواده‌اش بافته بودند و او را به‌مثابه تافته جدابافته و فراتر از هر قید و بندی عنوان می‌کردند یکبار دیگر ضربه‌ای سترگ بر ذهنیت معوجشان وارد آمد. فرزندان هاشمی که به زندان رفتند، مغرضین باز از تقلا نیفتادند و آن را ملهم از اغراض و اهداف خاص و نوعی تاکتیک سیاسی خواندند، مهدی هاشمی که به بیمارستان رفت بهانه‌ها تراشیدند و آن را صوری خواندند و چنین گفتند که برای دیدار با آیت‌الله چنین برنامه‌ای تدارک دیده شده اما حضور هاشمی در اوین باطل‌السحر اراجیف‌بافی‌های آنان بودند. هاشمی به عینه ثابت کرد بر گفته خود مبنی بر «فرزندان من با فرزندان مردم فرقی ندارند»، پایبند است و شأن و جایگاه فراقانونی برای خود قائل نیست.»

تا اینجا شاید هنوز هم به یقین نرسیده باشید. اما مطلب بعدی كه در حقیقت تكمیل‌كننده‌ی پازل فوق است، به‌وضوح این مسأله را مشخص می‌كند. در مطلب بعدی كه به قلم صادق زیباكلام نگاشته شده، به مسأله‌ی سیاست اصلی هاشمی، یعنی تقویت جایگاه اجتماعی وی اشاره شده است. هرچند كه وی سعی می‌كند با اتخاذ سیاست یكی به نعل و یكی به میخ، اندكی از شدت و صراحت سیاست فوق بكاهد. زیباكلام می‌نویسد:

«اساسا نوع رفتار آیت‌الله هاشمی پس از اتفاقات اخیر عملا به نفع جایگاه اجتماعی ایشان تمام شده است، البته این نتیجه بدون اینکه ایشان در فکر سود و ضرر این اتفاقات باشند، حاصل شده است چراکه مطالب زیادی علیه آیت‌الله هاشمی توسط برخی اصولگرایان و به‌ویژه تندروهای اصولگرا در فضاها و رسانه‌های مختلف مطرح بوده و بعد از 22خرداد سال1388 حجم این بی‌حرمتی‌ها هم افزایش پیدا کرده است که فکر می‌کنم این اتفاق تا حد زیادی جلوی این بی‌حرمتی‌ها را گرفت به طوری که حتی مردم عادی هم مشاهده کردند آیت‌الله ‌هاشمی در هر دوره و با هر فشار موجود و در هر بحرانی بسیار معقولانه عمل می‌کنند... بنابراین فکر می‌کنم خیلی از مردم فهیم و عمیق‌ ایران، قطعا این رفتار ایشان را خواهند ستود؛ ملاقاتی که آیت‌الله با فائزه‌ هاشمی داشتند، بعد از چند هفته بود و ملاقات قبلی با مهدی‌ هاشمی هم در بیمارستان روی داد. من این رفتار را برای آقای‌ هاشمی «بازی دو سر سود» نام نهاده‌ام...»

وی سپس ادامه می‌دهد:

«جایگاه مردمی ایشان هم به اعتقاد من روز به روز در حال گسترش است. آن 10میلیون رای که در سال 84 به آقای‌ هاشمی داده شد، مبین خیلی از مسائل بود، به عبارت دیگر آن آرا در حالی بود که حجم گسترده‌ای از تبلیغات منفی دروغ از جانب تندروها علیه ایشان شکل گرفته بود. یعنی آن تعداد بیشتر افراد تحصیلکرده و فرهیخته و نخبه جامعه بودند و اگر اکنون هم به ماجرا نگاه کنیم ظرف این چند سال گذشته، جایگاه آقای ‌هاشمی رفسنجانی به مراتب، اعتبار و وزن بیشتری پیدا کرده...»

حال، اینكه آیا هاشمی موفق می‌شود با چنین سیاست‌هایی، وجهه‌ و جایگاه گذشته‌ی خود را بازیابد، سؤالی است كه باید آن را از افكار عمومی و آحاد مردم پرسید. اما آن موضوعی كه فعلا نمود دارد آن است كه حوادثی كه در عرض چند سال گذشته در حوزه‌ی داخلی و خارجی رخ داده، مردم ایران را پخته‌تر از آنی كرده كه به سادگی بتوان آنها را فریب داد.

 

 


خبرگزاری فارس: پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir فایل صوتی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره عبرت‌های عاشورا را منتشر کرد.

خبرگزاری فارس: بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عبرت‌های عاشورا

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای فایل صوتی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عبرت‌های عاشورا را با عنوان خط کوفی منتشر کرد.

این فایل صوتی اینجا قابل دریافت است.

 









       هرچند جرج‌بوش رئیس‌جمهور وقت آمریكا یكی از دلایل لشكركشی به خاك عراق را حمایت رژیم بعث از گروه‌های تروریستی عنوان كرد، اما سیاست‌های دولت آمریكا در قبال جریانات تروریستی و گروه‌های شبه‌نظامی به گونه‌ای دیگر رقم خورد. همین امر هم سبب شد كه 9 سال حضور نظامیان آمریكا در عراق ادامه یابد و این كشور به محلی امن برای فعالیت‌ گروه‌های تروریستی تبدیل شود.
 
یكی از این گروه‌ها گروهك منافقین بود كه تا قبل از ورود نظامیان آمریكایی به خاك عراق به عنوان یك گروه شبه‌نظامی در خدمت سیاست‌های رژیم بعث قرار گرفته بود و از همین طریق حمایت‌های كلان مالی و تسلیحاتی دریافت می‌كرد. برخی از افسران ارتش آمریكا بعدها اذعان كردند كه پس از رویارویی با اعضای منافقین در پادگان اشرف با گروهی روبه‌رو شدند كه آن‌ها را شگفت‌زده كرده بود. آن‌ها می‌گفتند منافقین به عنوان یك گروه شبه‌نظامی، كه سال‌ها آموزش‌های تروریستی دیده بود، نه تنها ظرفیتی مناسب برای برخی فعالیت‌های آمریكا در خاك عراق محسوب می‌شد، بلكه سركردگان این گروهك نیز برای خدمت به اهداف آمریكا در عراق و به عبارت دقیق‌تر مزدوری ابراز تمایل می‌كردند.
 
ارتباط آمریكایی‌ها با منافقین در عراق فرصتی برای هر دو طرف ایجاد كرده بود كه خواسته‌ها و نیازهای خود را تأمین كنند. برای منافقین، كه بزرگ‌ترین حامی خود یعنی صدام را از دست داده بود، خدمت به آمریكا بهترین موقعیت بود كه هم به حضور خود تحت حفاظت نظامی آمریكا در عراق ادامه دهد و هم منابع مالی و حمایتی را، كه با سقوط صدام از دست داده بود، احیا كند. گزارش‌های وزارت امور خارجه‌ی آمریكا، كه چند سال بعد افشا شد، نشان می‌داد كه منافقین به نوعی مركزیت رهبری جریانات تروریستی در عراق را به عهده داشتند.
 
دامنه‌ی اقدامات این گروهك از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، بمب‌گذاری با اهداف خراب‌كارانه یا جنایت‌كارانه و پشتیبانی اطلاعاتی برای دیگر گروه‌های تروریستی فعال در عراق و گروه‌های تروریستی فعال در مرزهای ایران تا آموزش عملیات تروریستی، بمب‌گذاری و عملیات انتحاری به نیروهای القاعده در پادگان اشرف گسترش یافته بود. یكی از فرماندهان نظامی بازنشسته‌ی ارتش آمریكا نیز سال‌ها بعد اعتراف كرد كه آمریكا در طول دوران حضور در خاك عراق هر زمان كه قصد اجرای عملیاتی تروریستی و غیرانسانی را داشت، كه نمی‌خواست ردپای خود را در آن آشكار كند، از وجود گروهك منافقین استفاده می‌كرده است.
 
سرانجام پس از 9 سال در دسامبر سال 2011 و طی فشار دولت عراق و خواست ملت این كشور، نیروهای نظامی آمریكا و دیگر كشورهای هم‌پیمانش خاك عراق را ترك كردند و كنترل نظامی و امنیتی این كشور در اختیار دولت قانونی و مردمی آن قرار گرفت. در همان زمان بود كه بزرگ‌ترین مشكل این كشور مسئله‌ی امنیت به حساب می‌آمد كه در واقع از تبعات حمایت‌های آمریكا در پرورش و به كارگیری جریانات و گروه‌های تروریستی در عراق بود. از این رو، دولت عراق برای برقراری امنیت داخلی خود شروع به پاكسازی خاك كشورش از حضور گروه‌های تروریستی نمود كه منافقین نیز یكی از این گروه‌ها به حساب می‌آمد.
 
پرده‌ی دوم حمایت آشكار آمریكا از این گروه تروریستی با فعالیت برخی‌ سیاست‌مداران آمریكایی به منظور جلوگیری از اخراج منافقین از عراق آغاز شد. هرچند دولت آمریكا در این خصوص موضع‌گیری نمی‌كرد، ولی سخنرانی عده‌ای سیاست‌مدار عالی‌رتبه و برخی مقامات اجرایی، در حمایت از یك گروه تروریستی، نشان‌دهنده‌ی سیاست دولت آمریكا بود؛ آن هم در شرایطی كه این اقدامات غیرقانونی مقامات سیاسی با واكنش دستگاه قضایی آمریكا مواجه نمی‌شد.
 
البته وزارت خزانه‌داری آمریكا در برهه‌ای برای برخی از این سیاست‌مداران احضاریه فرستاد تا در خصوص چرایی حمایت از یك گروه تروریستی پاسخگو باشند، اما در همان زمان هم كاملاً معلوم بود این حركت وزارت خزانه‌داری فقط برای پاسخگویی به افكار عمومی آمریكاست كه به حمایت برخی از دولتمردان كشورشان از یك گروه تروریستی اعتراض می‌كردند. هرچند خیلی زود برخی از این حامیان رشوه‌بگیر منافقین اعتراف كردند كه موازی با حركت وزارت خزانه‌داری، وزارت امور خارجه‌ی آمریكا آن‌ها را به حمایت از منافقین به عنوان یگ گروه اپوزسیون مخالف دولت ایران تشویق می‌كرده است.
 
مشاور امنیت ملی اوباما به نام جن جیمز آل جونز و همین طور جمهوری‌خواهان برجسته‌ای چون رادولف دبلیو گیلیانی و شهردار سابق نیویورك و دمكرات‌هایی مثل هاوارد دین، فرماندار سابق ورمونت، از جمله حامیان منافقین بودند.
 
با همه‌ی این حمایت‌ها و فشارهایی كه آمریكا و غرب به دولت عراق وارد كرده بود تا از اخراج منافقین جلوگیری كنند، این دولت عراق بود كه در پاسخ به خواست ملتش در تصمیمی قاطعانه و قانونی پادگان اشرف را تخلیه كرد و اعضای گروهك منافقین را به یك كمپ موقت انتقال داد تا در مرحله‌ی بعدی و با نظارت سازمان ملل، اقدام به اخراج این افراد نماید.
 
بلافاصله بعد از تخلیه‌ی پادگان اشرف، كه مهم‌ترین مرحله در اخراج منافقین از خاك عراق محسوب می‌شود، وزارت امور خارجه‌ی آمریكا نام این گروهك را از فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده آمریكا خارج نمود. آمریكایی‌ها برای توجیه این اقدام خود ادعا كردند كه سازمان منافقین در طول یك دهه‌ی گذشته هیچ اقدام تروریستی انجام نداده و همچنین در خروج از پادگان اشرف همكاری كرده‌اند!

در خصوص خروج منافقین از پادگان اشرف، واضح بود كه این اتفاق به هیچ وجه به اختیار این گروهك صورت نگرفت و همان طور كه در خبرها و گزارش‌های بین‌المللی مشاهده شد، اجبار دولت عراق و پیگیری ملت این كشور این اتفاق را رقم زد؛ اما برای دلیل دیگر آمریكا مبنی بر 10 سال توقف فعالیت‌های تروریستی منافقین، می‌توان پرونده‌ای بسیار قطور از اقدامات این گروهك ارائه كرد.
 
گذشته از فعالیت‌های تروریستی منافقین در كشور عراق، كه بارها از سوی نظامیان آمریكایی به آن اذعان شده است، می‌توان به نقش منافقین در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران اشاره كرد كه نه تنها در اعترافات دستگیرشدگان این حوادث تروریستی به وضوح به آن اشاره شده، بلكه در رسانه‌های غربی نیز مكرراً از آن سخن گفته شده است. به همه‌ی این موارد می‌توان حضور اعضای منافقین را در اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در ایران اضافه كرد كه به منظور اجرای عملیات تروریستی در ایران صورت گرفته بود. غیر از اعترافات دستگیر‌شدگان به اینكه مأموریت داشتند تا در ایران به ترور و خرابكاری بپردازند، برخی از اعضای این گروهك در حین اقدام به بمب‌گذاری دستگیر شدند.
 
غیر از همه‌ی این مستندات، افشای گزارش وزارت دادگستری ایالات متحده در خصوص فعالیت‌های تروریستی منافقین نیز نشان‌دهنده‌ی فعالیت تروریستی این گروهك در طول یك دهه‌ی گذشته است. گزارشاتی از شنود مكالمات تلفنی سركردگان منافقین در اروپا و خصوصاً كشورهای آلمان و فرانسه حكایت از برنامه‌ریزی این سازمان برای بمب‌گذاری و ترور دارد.
 
اما دلیل واقعی آمریكا، برای خروج نام این گروهك از فهرست سازمان‌های تروریستی، ریشه در سابقه‌ی منافقین در همكاری با نیروهای آمریكایی در طول 9 سال حضور نظامی ارتش متجاوز آمریكا در عراق دارد. ایالات متحده از آن سال‌ها به بعد حمایت گسترده‌ی خود از منافقین را با هدف استفاده از ظرفیت تروریستی این گروه آغاز كرد.
 
با توجه به ماهیت فرقه‌ای منافقین و همچنین شهرت این گروه به اقدامات تروریستی، اخراج از عراق به منزله‌ی فروپاشی این گروهك و از دست رفتن ظرفیت آن‌ها در اجرای عملیات خرابكاری و تروریستی است و این موضوع به هیچ عنوان مطلوب سیاست‌های فعلی دولت آمریكا نیست. به عبارت دیگر، تنها راه حفظ متمركز این گروه و به دنبال آن امكان استفاده از ظرفیت‌های تروریستی آن‌ها فقط از طریق حفظ تشكیلات آن‌ها امكان‌پذیر خواهد بود. در واقع از این پس آمریكایی‌ها می‌توانند به طور آشكار از این گروهك حمایت مالی كنند و اهداف پشت پرده‌ی خود را از طریق آن‌ها پیش ببرند.
 
با همه‌ی این تفاسیر، ایالات متحده به تبع این اقدام وارد چالش جدیدی شده است؛ زیرا سیاست‌مداران آمریكایی در خصوص بهره‌گیری از منافقین دو نظریه‌ی متفاوت ارائه می‌كنند كه سبب شده است دولت این كشور در قبال استفاده از منافقین در آینده دچار سردرگمی شود.
 
نظریه‌ی اول همان سیاست حمایت از گروهك منافقین است. بر اساس این نظریه، كه لابی‌های صهیونیستی بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین حامیان آن‌ها را تشكیل می‌دهند، منافقین در ظاهر به عنوان جایگزینی برای نظام ایران معرفی می‌شوند و دولت آمریكا با این پوشش از آن‌ها حمایت می‌كند و در پس پرده از ظرفیت جاسوسی، خرابكاری و تروریستی این گروهك بهره ‌می‌گیرد. به عبارت دیگر، می‌توان خروج منافقین از فهرست سازمان‌های تروریستی را در جهت تقویت اپوزسیون ایران و تشدید فشار بر جمهوری اسلامی دانست.
 
از همین اقدام آمریكا می‌توان نتیجه گرفت كه این روند مقدمه‌ای برای تقویت بیشتر دیگر جریانات اپوزسیون ایران است و قطعاً هدف بهره‌برداری از این هزینه‌ها مقطعی خاص، شبیه انتخابات ریاست جمهوری آینده‌ی ایران، خواهد بود؛ تجربه‌ای كه یك بار در سال 88 با شكست روبه‌رو شد، اما تكرار آن قطعاً با شدت بیشتر و البته با بهره‌گیری از تجربه‌ی قبلی و رفع نقاط ضعف صورت می‌گیرد.
 
نشانه‌های اجرای این سیاست در ادبیات امروز منافقین و بیانیه‌های سركردگان این گروهك نیز دیده می‌شود. در حالی كه به دنبال خروج نام منافقین از فهرست سازمان‌های تروریستی تمامی منابع مالی این گروهك در آمریكا آزاد خواهد شد، سركردگان منافقین از تجدید سازمان‌دهی صفوفشان در داخل ایران به عنوان راهبرد جدید در عرصه‌ی سیاسی سخن می‌گویند. با توجه به سوابق فعالیت منافقین، می‌توان این به اصطلاح راهبرد را مساوی با شروع فعالیت‌های تروریستی منافقین در داخل كشور دانست!
 
اما با این حال نظریه‌ِ دومی هم در دولت آمریكا مطرح شده است و از سوی برخی نمایندگان كنگره‌ی این كشور پیگیری می‌شود. سیاست‌مداران قائل به این نظریه معتقدند كه گروهك منافقین به هیچ عنوان ظرفیت مطرح شدن به عنوان یك نظام جایگزین برای جمهوری اسلامی را ندارد. آن‌ها معتقدند دولت آمریكا در قبال منافقین شتاب‌زده و بی‌تدبیر عمل كرده است. یكی از مقامات كنگره‌ی آمریكا، كه نخواست نامش فاش شود، در این رابطه گفته است: «حذف نام منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی به معنای از میان رفتن ماهیت تروریستی این گروه در افكار عمومی نیست و این گروهك ثابت كرده كه هیچ گاه توان اجرای دمكراسی را نداشته است.»[1]
 
مدافعان این نظریه اعتقاد دارند كه وقتی یك گروه در طول حیاتش هیچ گاه نتوانسته است حتی ظاهری دمكراتیك از خود نشان دهد و حتی در برخورد با اعضایش نیز برخوردی مبتنی بر دمكراسی ارائه نكرده است، نمی‌تواند به عنوان یك جایگزین دمكراتیك مطرح شود.
 
بر اساس این نظریه، حمایت و سرمایه‌گذاری ایالات متحده بر روی گروهك منافقین نه تنها بی‌نتیجه خواهد بود، بلكه چهره‌ی آمریكا را به عنوان یك دولت حامی تروریسم بیش از پیش مخدوش می‌كند. غیر از این، با توجه به تصویر تروریستی ثبت‌شده از گروهك منافقین در ذهن ملت ایران، هر گونه حمایت از منافقین ضربه‌ای بر پیكر نحیف اپوزسیون جمهوری اسلامی وارد خواهد كرد.
 
آمریكا نیز از تبعات منفی سیاست حمایت آشكار از منافقین در امان نخواهد بود، به عبارت دیگر، نفرت افكار عمومی در ایران از این گروهك تروریستی بیش از پیش دامان ایالات متحده را نیز خواهد گرفت.
 
به هر حال به نظر می‌رسد، با وجود چالش پیش رو، حامیان نظریه‌ی اول تا این لحظه موفق‌تر عمل كرده‌اند و خروج منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی حاصل فعالیت این قبیل سیاست‌مداران افراطی می‌باشد و سیاست آمریكا در مواجهه با گروه‌های اپوزسیون جمهوری اسلامی چربش بیشتری به سمت اجرای ایده‌های افراطی دارد.


پی‌نوشت:
 
[1]گزارش وزارت دادگستری دولت ایالات متحده‌ی آمریكا، اداره‌ی بازرسی فدرال آمریكا، لوس آنجلس، كالیفرنیا، 900024، 15 دسامبر 2004.

 


برای افرادی که به آیین اسلام معتقدند ، توضیح این مسئله شاید بی معنی باشد ، ولی برای کسانی که در اینباره دارای اطلاعات کمی هستند ، شاید توضیح و بسط آن ، خالی از لطف و منفعت نباشد ، چرا که روشن کردن کسانی که در این باره در شک و شبه باشند ، منجر به جذب و رفع اشکالاتی که در ذهن این افراد هست ، خواهد شد.
به گزارش مجله شبانه  باشگاه خبرنگاران، وبلاگ رفیق شفیق در جدیدترین پست خود نوشت:
 
 در قاموس خداوند بحث ایمان و تبعیت ، امری لفظی و زبانی نیست ، بلکه هر که در این وادی داخل شود باید لوازم آن را که شامل دستورات و سایر مقررات آن است اجرا کند و از جمله ی آنها خمس است.این موضوع در نظامات خود ما هم رایج است و چیزی غیر عادی نیست. مثل عضویت در احزاب و اتحادیه ها و تشکلها و ارگانهاست ، که عضویت خشک و خالی در هیچ جا وجود خارجی ندارد و به هر کس از عضویت مجانی حرف بزنید ، بشما می خندد.

 در تمام ادیان و مذاهب و آیین ها ، دادن مبلغی برای ترویج آن مذهب وجود دارد.از جمله دوستی در آلمان داشتم که میگفت ، این مبلغ بطور اتوماتیک از حقوق و دریافتی صاحبان مذاهب ، شاغل در دستگاههای دولتی ، کسر و به حساب کلیسا و مذهب مربوطه واریز می گردد و ایشان میگفت کسانی که مایل به پرداخت نیستند ، ادعای لامذهبی کرده و از پرداخت طفره می روند.

در دین اسلام هم توسط شارع مقدس ، پرداخت خمس بمثابه یک حکم شرعی در قرآن کریم بیان شده است و جزئیات آن هم توسط پیامبر اکرم (ص) و هم امامان معصوم بتفصیل شرح داده شده است.

در اینجا ، آنچه بنظر این حقیر در مزایا و فلسفه ی پرداخت خمس می رسد ، بشما خواننده عزیز ارائه میگردد.

1 - از نظر شارع مقدس ، ادعای همراهی خشک خشک و بدون مایه گذاشتن از جان و مال و آبرو و انجام فرائض برابر است با عدم همراهی.

2 - اگر شما واقعأ معتقد به شریعتی باشید ، باید برای پیشبرد آن شریعت کمک مادی بنمائید وگرنه با زبان ، همه می توانند ادعای رفاقت کنند.

3 - خدا به پول شما نیاز ندارد ، اما پرداخت خمس نوعی امتحان برای راستگوئی شماست ، چه شناخت خود شما از خودتان و چه شناخت خدا از شما.

4 - هر حزبی برای تقویت مرام و مسلک خود احتیاج به منابع مادی دارد که هر عضوی ، بسته به توان مالی خود ، باید سهمی را بعهده بگیرد.

5 - مبلغ خمس برای هر مسلمان بعد از کسر تمام مخارج سال ، معادل یک پنجم باقیمانده بوده و مصرف چهار پنجم باقیمانده از شیر مادر حلال تر است.

6 - مراجع تقلید که در مذهب ما به مرتبه مرجعیت می رسند یکشبه مرجع نشده اند ، بلکه سلسله مراتبی را طی کرده اند که لیاقت مرجعیت را در جمع عام و خاص شیعه پیدا کرده اند ، بنابر این تمرکز وجوه خمس در نزد ایشان امری پسندیده و بجاست و تشکیک در این مورد مکر شیطان است.

7 - خرج خمس ، در مصارفی که برای آن تعریف شده فقط در عهده ی مرجعیت می تواند باشد و لاغیر ، بنابر این ، در محل خود و برای تقویت دین صرف خواهد شد.

8 - بفرض انحراف در محل خرج قسمتی از خمس ، در نزد یک مرجع خاص ، خود اینکار ، امتحانی است که خدا برای آن مرجع قرار داده ، مضافأ بر اینکه خطای یکنفر ، نافی صحت عمل پیروان مذهب نخواهد بود.

9 - زنده ماندن هر مرام و مسلکی ، به پول خرج کردن پیروان آن مسلک بستگی دارد و شخص معتقد واقعی به هر مسلکی ، از کمک به پیشبرد آن عقیده استنکاف نمی کند ، مگر اینکه پیرو قلابی باشد و خود را بین پیروان جا زده باشد ، در این صورت در مورد مذهب ما ، در مقابل خدا دستش خالی خواهد بود و مؤاخذه خواهد شد.

10 - برخلاف سایر ادیان ، در مذهب شیعه اجبار و تعقیب و کنکاش افراد ، برای پرداخت خمس وجود ندارد و اعضای مذهب ، با میل و رغبت و تشخیص خود اینکار را انجام می دهند ، آنهم مبلغی که تعیین و محاسبه آن ، در اختیار خود شخص بوده و در نهایت مبلغ خمس ، نسبت به آنچه برای خود شخص باقی می ماند ، مبلغ فوق العاده ناچیزی است.

11 - افرادی که مازاد درآمد سال ندارند ، مادامی که در همین وضعیت هستند ، به وظیفه خود عمل کرده اند و خدا از آنان نیز راضی و خشنود است.

12 - خرج کردن پول در راه خدا امتحان مناسبی است ، چون مجانی طرفداری کردن آسان و پول دادن سخت است ، بنابر این بهترین راه شناخت مؤمن از غیر مؤمن ، خمس دادن است.

موارد اندکی از فلسفه خمس که بنظر این حقیر می رسید برای شما بیان شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()